pulling a prank
انجام یک شوخی
pulling an all-nighter
بیدار ماندن تا دیر وقت
pulling teeth
بیر کردن دندان
pulling someone's leg
مسخره کردن کسی
pulling strings
دستکاری کردن امور
pulling out
بیرون کشیدن
pulling force
نیروی کششی
pulling machine
دستگاه کششی
pulling stress
استرس کشیدن
pulling cable
کشیدن کابل
pulling power
کشیدن نیرو
he was pulling down sixty grand.
او درصدی مبلغ ۶۰ هزار دلار درآمد داشت.
pulling hard on the nigh rein.
با شدت روی افسار نزدیک کشیدن.
trench a fire by pulling down houses
با آتش زدن خانهها، آتش را در خندق ایجاد کنید.
We're pulling for our new President.
ما برای رئیس جمهور جدیدمان دعا میکنیم.
to open the can by pulling the tab
برای باز کردن قوطی، زبانه را بکشید.
The country is pulling out of inflation.
کشور از تورم خارج میشود.
The pupils are pulling up the weeds.
دانجویان علف هرزها را از ریشه میکنند.
You can open the can by pulling the tab.
میتوانید قوطی را با کشیدن زبانه باز کنید.
the bus was pulling up at her stop.
اتوبوس در ایستگاه او توقف کرد.
What are you pulling a face at now?
حالا چه چهرهای میکنی؟
Are you pulling my pisser?
آیا داری من را مسخره میکنی؟
You naughty boy, stop pulling the cat's tail.
تو پسر بد، دست زدن به دم گربه را متوقف کن.
He leapt onto the train just as it was pulling away.
او درست زمانی که قطار در حال حرکت بود، به آن پرید.
He's pulling in quite a bit in his new job.
او در شغل جدیدش درآمد قابل توجهی کسب میکند.
They have just been pulling our legs.
آنها فقط ما را دست و پا گیر کردهاند.
He succeeded in pulling through the difficulty.
او موفق شد از پس سختی برآید.
He was pulling dead roots from the dusty earth.
او داشت ریشههای مرده را از خاک پر غبار بیرون میکشید.
The car was pulling a trailer, which carried a boat.
خودرو یک تریلر میکشید که یک قایق را حمل میکرد.
Stop pulling him about like that; he's a child after all.
دیگر اینطور او را اذیت نکن؛ او در نهایت یک کودک است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید