serene

[ایالات متحده]/səˈriːn/
[بریتانیا]/səˈriːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آرام; صاف; آرامش بخش
n. آرامش; آسمان صاف
vt. آرام کردن

عبارات و ترکیب‌ها

quiet and serene

آرام و دلنشین

serene atmosphere

فضای آرام و دلنشین

all serene

کاملا آرام

جملات نمونه

His Serene Highness, Your Serene Highness

جاه‌طلب معظم، اعلی‌حضرت شما

remained serene in the midst of turbulence.

در میان آشفتگی، آرام باقی ماند.

She has a lovely serene face.

او چهره‌ای زیبا و آرام دارد.

Her Serene Highness; His Serene Highness.

اعلی‌حضرت او؛ جاه‌طلب معظم او.

She is serene and contented;

او آرام و راضی است;

serene skies and a bright blue sea.

آسمان‌های آرام و یک دریاچه آبی روشن.

He has entered the serene autumn of his life.

او به پادزهر آرام زندگی خود قدم گذاشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید