angry ranter
حرفزن عصبانی
political ranter
حرفزن سیاسی
frequent ranter
حرفزن مکرر
social media ranter
حرفزن رسانههای اجتماعی
local ranter
حرفزن محلی
public ranter
حرفزن عمومی
online ranter
حرفزن آنلاین
angry online ranter
حرفزن عصبانی آنلاین
common ranter
حرفزن رایج
daily ranter
حرفزن روزانه
he is known as a ranter at the local coffee shop.
او به عنوان یک فرد پرحرف در کافه محلی شناخته میشود.
many people avoid him because he is such a ranter.
بسیاری از مردم از او دوری میکنند زیرا او چنین فرد پرحرفی است.
the ranter expressed his views loudly during the meeting.
آن فرد پرحرف نظرات خود را با صدای بلند در طول جلسه بیان کرد.
as a ranter, she often dominates conversations.
به عنوان یک فرد پرحرف، او اغلب گفتگوها را تحت سلطه دارد.
people often find it hard to listen to a ranter.
مردم اغلب گوش دادن به یک فرد پرحرف را دشوار میدانند.
the ranter's complaints were met with eye rolls.
شکایات آن فرد پرحرف با نگاههای تمسخرآمیز مواجه شد.
he turned into a ranter after his favorite team lost.
او بعد از باخت تیم مورد علاقهاش به یک فرد پرحرف تبدیل شد.
being a ranter can sometimes be exhausting for others.
بودن یک فرد پرحرف گاهی اوقات میتواند برای دیگران خستهکننده باشد.
the ranter's monologue lasted for over an hour.
سخنرانی طولانی آن فرد پرحرف بیش از یک ساعت طول کشید.
she didn't mean to be a ranter, but she got carried away.
او نمیخواست یک فرد پرحرف باشد، اما غرق در احساسات شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید