ranter

[ایالات متحده]/ˈræntə/
[بریتانیا]/ˈræntər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به صورت بلند و اغراق‌آمیز صحبت می‌کند؛ شخصی که اظهار نظرهای بزرگ‌نمایانه می‌کند یا فریاد می‌زند

عبارات و ترکیب‌ها

angry ranter

حرف‌زن عصبانی

political ranter

حرف‌زن سیاسی

frequent ranter

حرف‌زن مکرر

social media ranter

حرف‌زن رسانه‌های اجتماعی

local ranter

حرف‌زن محلی

public ranter

حرف‌زن عمومی

online ranter

حرف‌زن آنلاین

angry online ranter

حرف‌زن عصبانی آنلاین

common ranter

حرف‌زن رایج

daily ranter

حرف‌زن روزانه

جملات نمونه

he is known as a ranter at the local coffee shop.

او به عنوان یک فرد پرحرف در کافه محلی شناخته می‌شود.

many people avoid him because he is such a ranter.

بسیاری از مردم از او دوری می‌کنند زیرا او چنین فرد پرحرفی است.

the ranter expressed his views loudly during the meeting.

آن فرد پرحرف نظرات خود را با صدای بلند در طول جلسه بیان کرد.

as a ranter, she often dominates conversations.

به عنوان یک فرد پرحرف، او اغلب گفتگوها را تحت سلطه دارد.

people often find it hard to listen to a ranter.

مردم اغلب گوش دادن به یک فرد پرحرف را دشوار می‌دانند.

the ranter's complaints were met with eye rolls.

شکایات آن فرد پرحرف با نگاه‌های تمسخرآمیز مواجه شد.

he turned into a ranter after his favorite team lost.

او بعد از باخت تیم مورد علاقه‌اش به یک فرد پرحرف تبدیل شد.

being a ranter can sometimes be exhausting for others.

بودن یک فرد پرحرف گاهی اوقات می‌تواند برای دیگران خسته‌کننده باشد.

the ranter's monologue lasted for over an hour.

سخنرانی طولانی آن فرد پرحرف بیش از یک ساعت طول کشید.

she didn't mean to be a ranter, but she got carried away.

او نمی‌خواست یک فرد پرحرف باشد، اما غرق در احساسات شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید