devil's advocate
وکیل شیطان
an advocate of pacifism
طرفدار صلح
advocate of transcendentalism
طرفدار متعالیگرایی
an advocate of civil rights.
طرفدار حقوق مدنی.
an advocate of religious tolerance.
طرفدار تحمل مذهبی.
he was an untiring advocate of economic reform.
او یک مدافع خستگیناپذیر از اصلاحات اقتصادی بود.
the advocate was held in contempt for subpoenaing the judge.
مدافع به دلیل احضار قاضی، به تمسخر گرفته شد.
the sectarian Bolshevism advocated by Moscow.
بُلشویسم فرقهای که توسط مسکو تبلیغ میشد.
we are not advocates of a European superstate.
ما طرفدار یک ابرقدرت اروپایی نیستیم.
the report advocates motorway tolling.
گزارش، دریافت عوارض برای اتوبانها را تبلیغ میکند.
To advocate the right doxy with unchanging mind.
برای تبلیغ دیدگاه درست با ذهنیتی که تغییر نمیکند.
an indefatigable advocate of equal rights;
یک مدافع خستگیناپذیر حقوق برابر;
I don't advocate doing such things.
من طرفدار انجام چنین کارهایی نیستم.
an advocate of strict observance of ritualistic forms.
طرفدار رعایت دقیق فرمهای مناسکی.
an advocate of secession from a larger group
طرفدار جدا شدن از یک گروه بزرگتر
She’s a staunch advocate of free trade.
او یک مدافع سرسخت تجارت آزاد است.
care managers can become advocates for their clients.
مدیران مراقبت میتوانند به مدافعان مشتریان خود تبدیل شوند.
the designer advocated a return to elegance.
طراح، بازگشت به ظرافت را تبلیغ کرد.
An advocate for the homeless gave a stirring speech about their plight.
یک مدافع بیخانمانها، سخنرانی احساسبرانگیزی در مورد وضعیت وخیم آنها ایراد کرد.
The abolitionists advocated freedom for the slaves.
لغو بردهداری طرفدار آزادی برای بردهها بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید