real

[ایالات متحده]/riːl/
[بریتانیا]/'riəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. واقعی; اصیل; حقیقی
adv. به‌راستی; به‌طور واقعی
n. واقعیت; عدد حقیقی

عبارات و ترکیب‌ها

real deal

معامله‌ی واقعی

real estate

املاک

real time

در زمان واقعی

real world

جهان واقعی

real estate market

بازار املاک

real estate development

توسعه املاک

for real

واقعی

real life

زندگی واقعی

real madrid

رئال مادرید

real value

ارزش واقعی

real man

مرد واقعی

real thing

چیز واقعی

real right

حق واقعی

real love

عشق واقعی

real name

نام واقعی

the real economy

اقتصاد واقعی

real estate management

مدیریت املاک

real estate tax

مالیات بر املاک

real number

عدد حقیقی

real friend

دوست واقعی

get real

واقعی شو

جملات نمونه

real objects; a real illness.

اشیای واقعی؛ یک بیماری واقعی.

real mink; real humility.

زمين واقعي؛ تواضع واقعي.

real income; real growth.

درآمد واقعی؛ رشد واقعی.

The dog is a real thoroughbred.

سگ یک اصیل واقعی است.

she was a real clinker.

او واقعاً یک کلینکر بود.

She is a real individual.

او یک فرد واقعی است.

he was a real pest.

او یک آفت واقعی بود.

an exam that was a real killer.

یک امتحان بسیار سخت.

that shirt is real safe.

آن پیراهن واقعاً امن است.

the engine is a real stormer.

موتور واقعاً عالی است.

That book is a real loser.

آن کتاب یک بازنده واقعی است.

This gem is the real McCoy.

این گوهر واقعاً همان است.

the game was a real yawner.

بازی واقعا خسته کننده بود.

He is a real prince.

او یک شاهزاده واقعی است.

the real truth of the matter

حقیقت واقعی موضوع

The general is a real butcher.

ژنرال یک قصاب واقعی است.

experimentation with real situation

آزمایش با شرایط واقعی

The coat was a real buy.

این کت یک خرید واقعی بود.

He was real square.

او واقعاً مربع بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید