fake commodity
کالای تقلبی
head fake
حالت فریب
fake fur
موهای خزنده تقلبی
These are fake diamonds.
اینها الماس تقلبی هستند.
gallons of fake blood.
گالنهای خون تقلبی.
This is a fake money, the stumer.
این پول تقلبی است، استمر.
fakes of Old Masters.
تقلبیهای آثار هنرمندان بزرگ.
He's not an overacter or a fake posturer.
او یک بازیگر اغراقآمیز یا یک تظاهرکننده جعلی نیست.
He can tell a fake from the original.
او میتواند یک تقلبی را از یک اصل تشخیص دهد.
the apparent fake turned out to be the real McCoy.
آنچه به نظر یک تقلبی میرسید، در واقع اصل بود.
a crafty crook faked an injury to escape from prison.
یک دزد زیرک به دروغ جراحتی را جعل کرد تا از زندان فرار کند.
the woman faked her spouse's signature.
زن امضای همسرش را جعل کرد.
he had begun to fake a bad stomach ache.
او شروع به جعل یک ناراحتی معده کرده بود.
he faked his own death.
او مرگ خود را جعل کرد.
He faked an interest in my work.
او علاقه ای به کار من جعل کرد.
The teapot looked old but was a recent fake.
کتری به نظر قدیمی میرسید اما یک تقلبی جدید بود.
the guy who faked the Hitler diaries is at it again.
مردي که دفتر خاطرات هیتلر را جعل کرد دوباره این کار را انجام میدهد.
she was a disaster area in fake leopard skin and stacked heels.
او در پوست ببر تقلبی و پاشنههای بلند یک فاجعه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید