recanted

[ایالات متحده]/rɪˈkæntɪd/
[بریتانیا]/rɪˈkæntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بیانیه را پس گرفتن; باور یا ادعایی را کنار گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

recanted statement

اظهارات پس گرفته شده

recanted confession

اعتراف پس گرفته شده

recanted evidence

گواهی پس گرفته شده

recanted testimony

شهادت پس گرفته شده

recanted claim

ادعای پس گرفته شده

recanted accusation

اتهام پس گرفته شده

recanted plea

استیناف پس گرفته شده

recanted remarks

اظهارات پس گرفته شده

recanted allegation

اتهام پس گرفته شده

recanted position

موضع پس گرفته شده

جملات نمونه

the witness recanted his statement in court.

شهادت خود را در دادگاه پس گرفت.

after much pressure, she recanted her confession.

پس از فشار زیاد، او اعتراف خود را پس گرفت.

the politician recanted his earlier remarks.

سیاستمدد نظرات قبلی خود را پس گرفت.

he was forced to recant due to public backlash.

به دلیل واکنش منفی مردم، او مجبور به پس گرفتن شد.

she recanted her support for the controversial policy.

او از حمایت خود از سیاست بحث‌برانگیز منصرف شد.

many witnesses recanted their testimonies after the trial.

بسیاری از شاهدان پس از محاکمه شهادت خود را پس گرفتند.

he later recanted his accusations against her.

او بعداً اتهامات خود علیه او را پس گرفت.

the defendant recanted his plea deal.

متهم توافق‌نامه استرداد خود را پس گرفت.

she recanted her opinion after learning more facts.

او پس از کسب اطلاعات بیشتر، نظر خود را پس گرفت.

the scholar recanted his previous theories.

دانشمند نظریه‌های قبلی خود را پس گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید