apologize for
بابت عذرخواهی کردن
apologize for one’s transgressions
بابت اعمال نادرست خود عذرخواهی کردن
we apologize to him for our error.
ما به خاطر اشتباهمان از او عذرخواهی میکنیم.
I have come to apologize to you.
من برای عذرخواهی از شما اینجا آمدهام.
She apologized with a bad grace.
او با بیاحترامی عذرخواهی کرد.
I do apologize most humbly.
من با نهایت تواضع عذرخواهی میکنم.
I must apologize for disturbing you like this.
من باید برای مزاحمت به شما به این شکل عذرخواهی کنم.
I don't apologize to her kind ever.
من هرگز از این نوع افراد عذرخواهی نمیکنم.
we would like to apologize for the late running of this service.
ما میخواهیم برای تاخیر در ارائه این سرویس عذرخواهی کنیم.
Trevor apologized for his son's bad manners.
ترور برای بیادبی پسرش عذرخواهی کرد.
He apologized amply for his suddenness.
او به طور کامل برای ناگهانی بودنش عذرخواهی کرد.
I must apologize for the untidy state of the room.
من باید برای وضعیت نامرتب اتاق عذرخواهی کنم.
I must apologize for calling you so late.
باید برای تماس با شما اینقدر دیر عذرخواهی کنم.
I apologize if I’ve spoken out of turn.
من عذرخواهی میکنم اگر خارج از نوبت صحبت کرده باشم.
I apologized to the chairman for being late.
من برای دیر رسیدن از رئیس عذرخواهی کردم.
Mrs. Moss apologized for her husband.
خانم ماس برای شوهرش عذرخواهی کرد.
I must apologize for the dreadful mistake I made.
من باید برای اشتباه وحشتناکی که مرتکب شدم عذرخواهی کنم.
I must apologize for calling so late.
من باید برای تماس تلفنی دیروقت عذرخواهی کنم.
Apologize to her for your rude behavior!
برای رفتار بیادبانه خود از او عذرخواهی کن!
Why do not you climb down and apologize?
چرا پایین نیایید و عذرخواهی نمیکنید؟
The offender apologized when he sobered up.
متخلف وقتی هوشیار شد عذرخواهی کرد.
I assume you talk to her, apologize.
من حدس میزنم شما با او صحبت میکنید و عذرخواهی میکنید.
منبع: Selected Film and Television NewsI want to formally apologize to you.
من میخواهم به طور رسمی از شما عذرخواهی کنم.
منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000Scarlett felt that Aunt Eulalie apologized for her behind her back.
اسکارلت احساس کرد که عمه اولالیه از او پشت سرش عذرخواهی کرد.
منبع: Gone with the WindWill you bluff it out when you're wrong, or will you apologize?
آیا وقتی اشتباه میکنید آن را جعل میکنید یا عذرخواهی میکنید؟
منبع: Celebrity Speech CompilationI apologize if my appearance or demeanor is unprofessional.
من عذرخواهی میکنم اگر ظاهر یا رفتاری غیر حرفهای داشته باشم.
منبع: BoJack Horseman Season 3And that was how they apologized to me.
و اینگونه بود که آنها از من عذرخواهی کردند.
منبع: Modern Family - Season 03Well, he was not going to hold his breath for her to apologize.
خب، او قصد نداشت منتظر بماند تا او عذرخواهی کند.
منبع: People's Education Press High School English Compulsory Volume 3This is your chance to apologize.
این فرصت شما برای عذرخواهی است.
منبع: Idol speaks English fluently.She may not treat him nicely until he apologizes.
شاید تا زمانی که او عذرخواهی نکند، با او خوب رفتار نکند.
منبع: VOA Special English - Vocabulary LoreNo, I don't think we should be apologizing.
نه، فکر نمیکنم ما باید عذرخواهی کنیم.
منبع: BBC Listening Collection November 2014لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید