recomposed music
موسیقی بازسازیشده
recomposed notes
نتهای بازسازیشده
recomposed version
نسخه بازسازیشده
recomposed score
امت بازسازیشده
recomposed piece
قطعه بازسازیشده
recomposed arrangement
تنظیم بازسازیشده
recomposed melody
ملودی بازسازیشده
recomposed sound
صداهای بازسازیشده
recomposed form
فرم بازسازیشده
recomposed work
کار بازسازیشده
the song was recomposed to fit a modern style.
قطعه برای انطباق با یک سبک مدرن بازسازی شد.
she recomposed the poem for the new anthology.
او شعر را برای مجموعه جدید بازنویسی کرد.
the orchestra recomposed the symphony for a smaller ensemble.
ارکستر سمفونی را برای یک گروه کوچکتر بازسازی کرد.
after the feedback, he recomposed his presentation.
پس از بازخورد، او ارائه خود را بازنویسی کرد.
the artist recomposed the painting to enhance its colors.
هنرمند نقاشی را برای افزایش رنگهای آن بازسازی کرد.
they recomposed the project plan based on new data.
آنها طرح پروژه را بر اساس دادههای جدید بازنویسی کردند.
the film was recomposed to include additional scenes.
فیلم برای گنجاندن صحنههای بیشتر بازسازی شد.
he recomposed the recipe to make it healthier.
او دستور غذا را برای سالم تر کردن آن بازنویسی کرد.
the team recomposed the strategy after the last game.
تیم استراتژی را پس از آخرین بازی بازنویسی کرد.
she recomposed her schedule to fit in more activities.
او برنامه خود را برای انجام فعالیتهای بیشتر بازنویسی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید