redoubt

[ایالات متحده]/rɪ'daʊt/
[بریتانیا]/rɪ'daʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایگاه ایزوله در یک سیستم دفاعی.

عبارات و ترکیب‌ها

a redoubt

قلعه‌ی مستحکم

fortified redoubt

قلعه‌ی مستحکم و تقویت‌شده

protective redoubt

قلعه‌ی محافظ

جملات نمونه

She retreated to her redoubt to gather her thoughts.

او برای جمع کردن افکارش به استحکام خود عقب‌نشینی کرد.

The soldiers fortified the redoubt with sandbags.

سربازان استحکام را با کیسه‌های شنی تقویت کردند.

The redoubt provided a safe haven for the villagers during the attack.

استحکام در طول حمله، پناهگاه امنی برای اهالی روستا فراهم کرد.

The general ordered the troops to defend the redoubt at all costs.

ژنرال به سربازان دستور داد که استحکام را به هر قیمتی دفاع کنند.

The rebels launched an assault on the enemy's redoubt.

شورشیان به استحکام دشمن حمله کردند.

The redoubt was strategically located on top of the hill.

استحکام به طور استراتژیک در بالای تپه قرار داشت.

The enemy forces tried to breach the redoubt's defenses.

نیروهای دشمن سعی کردند دفاع استحکام را بشکنند.

The redoubt was well-hidden among the trees.

استحکام به خوبی در میان درختان پنهان شده بود.

The soldiers took refuge in the redoubt during the heavy bombardment.

سربازان در طول بمباران شدید در استحکام پناه گرفتند.

The redoubt was a crucial stronghold in the battle.

استحکام یک سنگر حیاتی در نبرد بود.

نمونه‌های واقعی

That was the last day when all editorial staff assembled in our London redoubt.

این آخرین روزی بود که همه کارکنان تحریریه در مقر لندن ما گرد هم آمدند.

منبع: The Economist (Summary)

Two small forts known as redoubts 9 and 10 needed to be seized.

دو قلعه کوچک به نام‌های ردویت 9 و 10 نیاز به تصرف داشتند.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Colonel Hamilton was named commander of the American effort to recapture redoubt number 10, while the French seized number nine.

کلنل هَمیلتون به عنوان فرمانده تلاش آمریکایی برای بازپس‌گیری ردویت شماره 10 منصوب شد، در حالی که فرانسوی‌ها شماره 9 را تصرف کردند.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Others, particularly in progressive redoubts like Europe, fear activist ire for not meeting targets quickly enough.

دیگران، به ویژه در ردویت‌های مترقی مانند اروپا، از خشم فعالان می‌ترسند زیرا نمی‌توانند به اندازه کافی سریع به اهداف دست یابند.

منبع: Economist Business

In a gesture to the Franco-American alliance, he decided that the French and the Continentals should each take one of the redoubts.

به عنوان یک اقدام حمایتی برای اتحاد فرانسه و آمریکا، تصمیم گرفت که فرانسوی‌ها و آمریکایی‌ها هر کدام یکی از ردویت‌ها را تصرف کنند.

منبع: Character Profile

Herseverity made the house a redoubt of old customs in a town convulsed by the vulgarity with which the outsiders squandered their easy fortunes.

شدت او باعث شد که خانه به یک سنگر از آداب و رسوم قدیمی در شهری که با بی‌پروايي که افراد بيرون‌نشين ثروت آسان خود را هدر می‌دادند، در هم ریخته بود، تبدیل شود.

منبع: One Hundred Years of Solitude

The allied siege lines could not be completed without taking these two positions, and on the 14th of October Washington decided to storm the redoubts with bayonet charges.

بدون تصرف این دو موقعیت، خطوط محاصره متفقین نمی‌توانستند تکمیل شوند و در 14 اکتبر، واشنگتن تصمیم گرفت با حملات خنجری، ردویت‌ها را تصرف کند.

منبع: Character Profile

In one of the most dramatic episodes of his military career, he was part of a company which captured an enemy redoubt but was counterattacked from an enemy position.

در یکی از دراماتیک‌ترین قسمت‌های دوران نظامی او، او بخشی از گروهی بود که یک ردویت دشمن را تصرف کرد اما با ضد حمله از یک موقعیت دشمن روبرو شد.

منبع: Character Profile

Cornwallis had built ten redoubts around the town to bolster his defences, and Hamilton saw that the two outlying redoubts closest to the besieging forces would have to be taken.

کورنوالیس ده ردویت در اطراف شهر ساخته بود تا از دفاع خود حمایت کند و هَمیلتون دید که دو ردویت بیرونی که به نیروهای محاصره‌کننده نزدیک‌تر بودند، باید تصرف شوند.

منبع: Character Profile

He identified himself, begged them to give him refuge in that house which during his nights as a pariah he had remembered as the last redoubt of safety left for him in life.

او خود را معرفی کرد، از آنها خواست که در آن خانه که در طول شب‌های تبعید او به خاطر داشت، آخرین سنگر امنیتی بود که برای او در زندگی باقی مانده بود، به او پناه دهند.

منبع: One Hundred Years of Solitude

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید