exposure

[ایالات متحده]/ɪkˈspəʊʒə(r)/
[بریتانیا]/ɪkˈspoʊʒər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قرار گرفتن در معرض، افشا، فاش سازی

عبارات و ترکیب‌ها

exposure to sunlight

قرار گرفتن در معرض نور خورشید

risk exposure

قرار گرفتن در معرض خطر

media exposure

قرار گرفتن در معرض رسانه

exposure therapy

درمان قرار دادن

exposure assessment

ارزیابی قرار گرفتن در معرض

exposure time

مدت زمان قرار گرفتن در معرض

sun exposure

قرار گرفتن در معرض نور خورشید

occupational exposure

قرار گرفتن در معرض شغلی

radiation exposure

قرار گرفتن در معرض تشعشع

light exposure

قرار گرفتن در معرض نور

prolonged exposure

قرار گرفتن در معرض طولانی مدت

double exposure

قرار گرفتن در معرض دوگانه

exposure dose

دوز قرار گرفتن در معرض

outdoor exposure

قرار گرفتن در معرض فضای باز

time exposure

قرار گرفتن در معرض با زمان طولانی

time of exposure

زمان قرار گرفتن در معرض

exposure control

کنترل قرار گرفتن در معرض

chronic exposure

قرار گرفتن مزمن در معرض

exposure compensation

جبران قرار گرفتن در معرض

correct exposure

نوردهی صحیح

human exposure

قرار گرفتن در معرض انسان

exposure rate

نرخ قرار گرفتن در معرض

environmental exposure

قرار گرفتن در معرض محیطی

public exposure

قرار گرفتن در معرض عمومی

جملات نمونه

avoid excessive exposure to the sun.

از قرار گرفتن بیش از حد در معرض نور خورشید خودداری کنید.

exposure of operating personnel

قرار گرفتن در معرض کارمندان عملیاتی

his exposure to the banking system.

قرار گرفتن او در معرض سیستم بانکی.

An exposure of one-hundredth of a second will be enough.

قرار گرفتن در معرض یک صدم ثانیه کافی خواهد بود.

their first exposure to big city life.

اولین تجربه آنها از زندگی در شهر بزرگ.

an actor with much recent exposure in television.

یک بازیگر با قرار گرفتن در معرض اخیر در تلویزیون.

the dangers posed by exposure to asbestos.

خطرات ناشی از قرار گرفتن در معرض آزبست.

she took her life for fear of exposure as a spy.

او از ترس افشا شدن به عنوان یک جاسوس، جان خود را گرفت.

scientific findings receive regular exposure in the media.

یافته‌های علمی به طور منظم در رسانه ها پوشش داده می‌شوند.

the exposure is perfect—a gentle slope to the south-west.

قرار گرفتن در معرض عالی است - یک شیب ملایم به سمت جنوب غربی.

How many exposures have you made?

چند قرار گرفتن در معرض انجام داده اید؟

He nearly died of exposure on the cold mountain.

او تقریباً در اثر قرار گرفتن در معرض در کوه سرد جان باخت.

I have three exposures left on this film.

من سه قرار گرفتن در معرض در این فیلم باقی مانده ام.

her exposure to museums enriched her life in France.

قرار گرفتن او در معرض دید موزه ها زندگی او را در فرانسه غنی کرد.

the camera comes preloaded with a 24-exposure film.

دوربین از قبل با یک فیلم 24-قرارگیری در آن بارگذاری شده است.

After only a short exposure to sunlight he began to turn red.

پس از قرار گرفتن در معرض کوتاه در برابر نور خورشید، او شروع به سرخ شدن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید