exposure to sunlight
قرار گرفتن در معرض نور خورشید
risk exposure
قرار گرفتن در معرض خطر
media exposure
قرار گرفتن در معرض رسانه
exposure therapy
درمان قرار دادن
exposure assessment
ارزیابی قرار گرفتن در معرض
exposure time
مدت زمان قرار گرفتن در معرض
sun exposure
قرار گرفتن در معرض نور خورشید
occupational exposure
قرار گرفتن در معرض شغلی
radiation exposure
قرار گرفتن در معرض تشعشع
light exposure
قرار گرفتن در معرض نور
prolonged exposure
قرار گرفتن در معرض طولانی مدت
double exposure
قرار گرفتن در معرض دوگانه
exposure dose
دوز قرار گرفتن در معرض
outdoor exposure
قرار گرفتن در معرض فضای باز
time exposure
قرار گرفتن در معرض با زمان طولانی
time of exposure
زمان قرار گرفتن در معرض
exposure control
کنترل قرار گرفتن در معرض
chronic exposure
قرار گرفتن مزمن در معرض
exposure compensation
جبران قرار گرفتن در معرض
correct exposure
نوردهی صحیح
human exposure
قرار گرفتن در معرض انسان
exposure rate
نرخ قرار گرفتن در معرض
environmental exposure
قرار گرفتن در معرض محیطی
public exposure
قرار گرفتن در معرض عمومی
avoid excessive exposure to the sun.
از قرار گرفتن بیش از حد در معرض نور خورشید خودداری کنید.
exposure of operating personnel
قرار گرفتن در معرض کارمندان عملیاتی
his exposure to the banking system.
قرار گرفتن او در معرض سیستم بانکی.
An exposure of one-hundredth of a second will be enough.
قرار گرفتن در معرض یک صدم ثانیه کافی خواهد بود.
their first exposure to big city life.
اولین تجربه آنها از زندگی در شهر بزرگ.
an actor with much recent exposure in television.
یک بازیگر با قرار گرفتن در معرض اخیر در تلویزیون.
the dangers posed by exposure to asbestos.
خطرات ناشی از قرار گرفتن در معرض آزبست.
she took her life for fear of exposure as a spy.
او از ترس افشا شدن به عنوان یک جاسوس، جان خود را گرفت.
scientific findings receive regular exposure in the media.
یافتههای علمی به طور منظم در رسانه ها پوشش داده میشوند.
the exposure is perfect—a gentle slope to the south-west.
قرار گرفتن در معرض عالی است - یک شیب ملایم به سمت جنوب غربی.
How many exposures have you made?
چند قرار گرفتن در معرض انجام داده اید؟
He nearly died of exposure on the cold mountain.
او تقریباً در اثر قرار گرفتن در معرض در کوه سرد جان باخت.
I have three exposures left on this film.
من سه قرار گرفتن در معرض در این فیلم باقی مانده ام.
her exposure to museums enriched her life in France.
قرار گرفتن او در معرض دید موزه ها زندگی او را در فرانسه غنی کرد.
the camera comes preloaded with a 24-exposure film.
دوربین از قبل با یک فیلم 24-قرارگیری در آن بارگذاری شده است.
After only a short exposure to sunlight he began to turn red.
پس از قرار گرفتن در معرض کوتاه در برابر نور خورشید، او شروع به سرخ شدن کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید