refusal

[ایالات متحده]/rɪˈfjuːzl/
[بریتانیا]/rɪˈfjuːzl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رد; حق انتخاب یا اولویت دادن; رد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

first refusal

اولویت خرید

جملات نمونه

a foursquare refusal to yield.

یک رفض چهارگانه برای تسلیم نشدن.

a frigid refusal to a request.

یک درخواست با امتناع سرد

their refusal to accept change.

تمایل نداشتند تغییر را بپذیرند.

an appeal against the refusal of a licence.

اعتراض به رد مجوز

a refusal of consent to blood transfusions

یک رفض رضایت برای انتقال خون

a kindless refusal of our pleas.

یک رفض بی‌رحمانه از خواهش‌های ما

The refusal was couched in friendly language.

رد با لحنی دوستانه بیان شد.

her refusal of my help

رفتن او از کمک من

Her sudden refusal took me unawares.

رفتن ناگهانی او مرا غافلگیر کرد.

he was met with a blank refusal to discuss the issue.

او با یک امتناع قاطع برای بحث در مورد موضوع مواجه شد.

the refusal to allow them to testify effectively emasculated the committee.

امتناع از اجازه دادن به آنها برای شهادت دادن به طور موثر، کمیته را تضعیف کرد.

group employees have first refusal on the tickets.

کارمندان گروه حق تقدم در تهیه بلیط‌ها را دارند.

we had to recommend the grant or refusal of broadcasting licences.

ما باید توصیه به اعطای یا رد مجوزهای پخش می‌کردیم.

He is adamant in his refusal to change his mind.

او در امتناع خود از تغییر نظر مصمم است.

His angry refusal raised the temperature of the meeting.

رفتن خشمگینانه او باعث افزایش تنش در جلسه شد.

نمونه‌های واقعی

A refusal to be known, a refusal for access.

یک رفض برای شناخته شدن، یک رفض برای دسترسی.

منبع: New York Times

He appealed to NATO to rethink its refusal to impose a no-fly zone.

او از ناتو خواست تا در مورد رفض خود برای تحمیل منطقه پرواز ممنوع تجدید نظر کند.

منبع: BBC Listening Collection March 2022

Matsumiya says the prime minister's refusal to appoint the scholars has chilling implications.

ماتسومیا می‌گوید رفض نخست‌وزیر برای انتصاب دانشمندانان، پیامدهای نگران‌کننده‌ای دارد.

منبع: NPR News November 2020 Collection

I could have wished that Strickland had used some other phrase to indicate his refusal.

من آرزو داشتم که استریکلند از عبارت دیگری برای نشان دادن رفض خود استفاده می‌کرد.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

People overseas are also paying attention to Trump's refusal to return classified documents when asked.

افراد در خارج از کشور نیز به رفض ترامپ برای بازگرداندن اسناد طبقه‌بندی‌شده در صورت درخواست توجه دارند.

منبع: VOA Daily Standard September 2022 Collection

Pakistan's prime minister apparently ordered the site to be blocked because of YouTube's refusal.

نخست‌وزیر پاکستان ظاهراً به دلیل رفض یوتیوب دستور مسدود کردن سایت را داد.

منبع: BBC Listening September 2012 Collection

Her refusal to be a second-class citizen.

رفض او برای شهروند درجه دو بودن.

منبع: Women Who Changed the World

Your reason for the refusal of payment is...

دلیل شما برای رفض پرداخت چیست...؟

منبع: Practical Business English Conversations

I believe in the refusal to take part.

من به رفض شرکت کردن اعتقاد دارم.

منبع: The Economist - Comprehensive

This refusal made Oppenheimer political enemies.

این رفض باعث ایجاد دشمنان سیاسی برای اپنهایمر شد.

منبع: Encyclopædia Britannica

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید