declination

[ایالات متحده]/ˌdɛklɪˈneɪʃən/
[بریتانیا]/ˌdɛklɪˈneɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کاهش یا شیب به سمت پایین؛ انحراف از یک استاندارد یا هنجار؛ فاصله زاویه‌ای یک نقطه به سمت شمال یا جنوب از استوا سماوی؛ انحراف مغناطیسی

عبارات و ترکیب‌ها

declination angle

زاویه انحطاط

declination adjustment

تنظیم انحطاط

declination value

مقدار انحطاط

declination correction

تصحیح انحطاط

magnetic declination

انحطاط مغناطیسی

declination measurement

اندازه گیری انحطاط

declination chart

نمودار انحطاط

declination line

خط انحطاط

declination effect

اثر انحطاط

declination formula

فرمول انحطاط

جملات نمونه

the declination of the magnetic field affects navigation.

کاهش میدان مغناطیسی بر ناوبری تأثیر می‌گذارد.

scientists measure the declination to understand earth's changes.

دانشمندان تغییرات زمین را برای درک کاهش اندازه‌گیری می‌کنند.

declination can vary depending on your location.

کاهش بسته به موقعیت مکانی شما می‌تواند متفاوت باشد.

understanding declination is crucial for accurate compass readings.

درک کاهش برای خواندن دقیق قطب‌نما بسیار مهم است.

the declination angle influences satellite communication.

زاویه کاهش بر ارتباط ماهواره تأثیر می‌گذارد.

declination changes over time due to geological activity.

کاهش به دلیل فعالیت‌های زمین‌شناسی با گذشت زمان تغییر می‌کند.

in astronomy, declination is used to locate stars.

در اخترناسی، از کاهش برای یافتن ستارگان استفاده می‌شود.

he studied the declination of the sun throughout the year.

او کاهش خورشید را در طول سال مطالعه کرد.

declination adjustments are necessary for precise measurements.

برای اندازه‌گیری دقیق، تنظیمات کاهش ضروری است.

they noted the declination before starting their hike.

آنها قبل از شروع پیاده‌روی خود کاهش را یادداشت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید