rerouted

[ایالات متحده]/ˌriːˈruːtɪd/
[بریتانیا]/ˌriːˈraʊtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مسیر یک سفر را تغییر داد؛ مسیر یا مسیر پرواز را تغییر داد

عبارات و ترکیب‌ها

rerouted traffic

ترافیک مجدد مسیردهی شده

rerouted calls

تماس‌های مجدد مسیردهی شده

rerouted data

داده‌های مجدد مسیردهی شده

rerouted flights

پروازهای مجدد مسیردهی شده

rerouted connections

اتصالات مجدد مسیردهی شده

rerouted requests

درخواست‌های مجدد مسیردهی شده

rerouted emails

ایمیل‌های مجدد مسیردهی شده

rerouted shipments

ارسال‌های مجدد مسیردهی شده

rerouted network

شبکه مجدد مسیردهی شده

rerouted services

خدمات مجدد مسیردهی شده

جملات نمونه

the traffic was rerouted due to construction.

ترافیک به دلیل ساخت و ساز تغییر مسیر داد.

she rerouted her flight to avoid the storm.

او پرواز خود را برای جلوگیری از طوفان تغییر مسیر داد.

the delivery was rerouted to a different address.

تحویل به آدرس دیگری تغییر مسیر داد.

they rerouted the power supply to fix the outage.

آنها منبع تغذیه را برای رفع قطعی برق تغییر مسیر دادند.

the call was rerouted to customer service.

تماس به خدمات مشتریان تغییر مسیر داد.

the network traffic was rerouted for better performance.

ترافیک شبکه برای عملکرد بهتر تغییر مسیر داد.

after the accident, the road was rerouted for safety.

پس از حادثه، جاده به دلیل ایمنی تغییر مسیر داد.

he rerouted his investments to reduce risk.

او سرمایه گذاری های خود را برای کاهش خطر تغییر مسیر داد.

the email was rerouted to the wrong recipient.

ایمیل به گیرنده اشتباه تغییر مسیر داد.

they rerouted the project timeline to meet the deadline.

آنها جدول زمانی پروژه را برای رسیدن به مهلت مقرر تغییر مسیر دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید