rerouted traffic
ترافیک مجدد مسیردهی شده
rerouted calls
تماسهای مجدد مسیردهی شده
rerouted data
دادههای مجدد مسیردهی شده
rerouted flights
پروازهای مجدد مسیردهی شده
rerouted connections
اتصالات مجدد مسیردهی شده
rerouted requests
درخواستهای مجدد مسیردهی شده
rerouted emails
ایمیلهای مجدد مسیردهی شده
rerouted shipments
ارسالهای مجدد مسیردهی شده
rerouted network
شبکه مجدد مسیردهی شده
rerouted services
خدمات مجدد مسیردهی شده
the traffic was rerouted due to construction.
ترافیک به دلیل ساخت و ساز تغییر مسیر داد.
she rerouted her flight to avoid the storm.
او پرواز خود را برای جلوگیری از طوفان تغییر مسیر داد.
the delivery was rerouted to a different address.
تحویل به آدرس دیگری تغییر مسیر داد.
they rerouted the power supply to fix the outage.
آنها منبع تغذیه را برای رفع قطعی برق تغییر مسیر دادند.
the call was rerouted to customer service.
تماس به خدمات مشتریان تغییر مسیر داد.
the network traffic was rerouted for better performance.
ترافیک شبکه برای عملکرد بهتر تغییر مسیر داد.
after the accident, the road was rerouted for safety.
پس از حادثه، جاده به دلیل ایمنی تغییر مسیر داد.
he rerouted his investments to reduce risk.
او سرمایه گذاری های خود را برای کاهش خطر تغییر مسیر داد.
the email was rerouted to the wrong recipient.
ایمیل به گیرنده اشتباه تغییر مسیر داد.
they rerouted the project timeline to meet the deadline.
آنها جدول زمانی پروژه را برای رسیدن به مهلت مقرر تغییر مسیر دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید