detoured route
مسیر انحرافی
detoured traffic
ترافیک انحرافی
detoured journey
سفر انحرافی
detoured path
مسیر انحرافی
detoured trip
سفر انحرافی
detoured plans
برنامههای انحرافی
detoured schedule
برنامه انحرافی
detoured visit
بازدید انحرافی
detoured drive
رانندگی انحرافی
detoured event
رویداد انحرافی
we detoured around the construction site.
ما از محل ساختوساز دور زدیم.
she detoured to visit her friend on the way.
او برای دیدن دوستش در مسیر دور زد.
the gps suggested we detoured to avoid traffic.
GPS پیشنهاد کرد که برای جلوگیری از ترافیک دور بزنیم.
he detoured through the scenic route for a better view.
او برای داشتن منظره بهتر از مسیر دیدنی دور زد.
we had to detour due to the road closure.
به دلیل بسته بودن جاده مجبور به دور زدن شدیم.
the hikers detoured to find a better camping spot.
گردشگران برای یافتن یک مکان کمپینگ بهتر دور زدند.
they detoured around the flooded area.
آنها از منطقه سیل زده دور زدند.
after the accident, we detoured to a different route.
پس از حادثه، ما به یک مسیر متفاوت دور زدیم.
the tour bus detoured to show us the local attractions.
اتوبوس توریستی دور زد تا جاذبه های محلی را به ما نشان دهد.
he often detoured during his morning jog to explore new paths.
او اغلب در هنگام دویدن صبحگاهی خود دور می زد تا مسیرهای جدید را کشف کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید