directed

[ایالات متحده]/dɪ'rektɪd/
[بریتانیا]/daɪ'rɛktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هدایت شده; مدیریت شده; متمرکز; کنترل شده.

عبارات و ترکیب‌ها

directed by

توسط...

director

مدیر

film directed by

فیلمی که توسط... ساخته شده است

directed towards

به سمت...

directed the movie

فیلم را کارگردانی کرد

directed traffic

هدایت ترافیک

directed a play

نمایشنامه را کارگردانی کرد

directed a team

تیم را هدایت کرد

directed at

هدف قرار دادن

directed graph

گراف جهت دار

be directed against

علیه... هدایت شود

directed energy

انرژی هدایت شده

جملات نمونه

a directed study program

یک برنامه آموزشی هدایت‌شده

the self-directed study of a language.

مطالعه خودگردان یک زبان.

The parcel was directed to the wrong address.

بسته به آدرس اشتباه ارسال شد.

The letter is directed to him.

نامه به او ارسال شده است.

directed us to the airport.

ما را به فرودگاه راهنمایی کرد.

directed their fire at the target.

آتش خود را به سمت هدف گرفتند.

an economic elite directed the nation's affairs.

نخبگان اقتصادی امور کشور را هدایت می‌کردند.

his smile was directed at Lois.

لبخندش به سمت لوئیز بود.

his criticism was directed at the wastage of ammunition.

انتقاد او به هدر رفتن مهمات بود.

the book is directed at the younger reader.

کتاب برای خواننده جوان‌تر نوشته شده است.

the judge directed him to perform community service.

قاضی دستور داد که او خدمات اجتماعی انجام دهد.

The fire marshal directed the hook-and-ladder units.

مدیر آتش‌نشانی واحد‌های قلاب و نردبان را هدایت کرد.

His poems were directed at the enemy.

اشعار او به سمت دشمن بود.

Who directed at yesterday's concert?

چه کسی در کنسرت دیروز رهبری کرد؟

She directed the question at no one in particular.

او سوال را به هیچ کس خاصی نگفت.

no one Swarmer directed the others;

هیچ کس Swarmer دیگران را هدایت نکرد.

I directed the traveller to the hotel.

مسافر را به هتل راهنمایی کردم.

The policeman directed the crowd to move back for safety.

پلیس خواستار عقب نشینی جمعیت برای ایمنی شد.

Signs directed traffic to a detour.

تابلوها ترافیک را به یک مسیر انحرافی هدایت می‌کرد.

The general directed that the prisoners should be set free.

ژنرال دستور داد که زندانیان آزاد شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید