resuscitating

[ایالات متحده]/rɪˈsʌsɪteɪtɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈsʌsɪˌteɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل آوردن کسی یا چیزی به حالت هوشیاری

عبارات و ترکیب‌ها

resuscitating patients

احیای بیماران

resuscitating techniques

تکنیک‌های احیا

resuscitating efforts

تلاش‌های احیا

resuscitating skills

مهارت‌های احیا

resuscitating procedures

روش‌های احیا

resuscitating measures

اقدامات احیا

resuscitating victims

احیای مصدومین

resuscitating methods

روش‌های احیا

resuscitating scenarios

سناریوهای احیا

جملات نمونه

the doctors are focused on resuscitating the patient.

پزشکان بر احیای بیمار متمرکز هستند.

she learned techniques for resuscitating someone who has drowned.

او تکنیک‌هایی برای احیای فردی که غرق شده است آموخت.

resuscitating a fainted person requires quick action.

احیای فردی که بیهوش شده است نیاز به اقدام سریع دارد.

the team practiced resuscitating a dummy in their training.

تیم در تمرینات خود احیای یک مانکن را تمرین کرد.

he was praised for resuscitating the project that was nearly canceled.

او به خاطر احیای پروژه‌ای که تقریباً لغو شده بود مورد تحسین قرار گرفت.

resuscitating old traditions can help preserve culture.

احیای سنت‌های قدیمی می‌تواند به حفظ فرهنگ کمک کند.

the lifeguard was trained in resuscitating victims of drowning.

نجات‌گر در احیای قربانیان غرق شدن آموزش دیده بود.

resuscitating the economy is a top priority for the government.

احیای اقتصاد اولویت اصلی دولت است.

she dedicated her life to resuscitating endangered species.

او زندگی خود را وقف احیای گونه‌های در معرض خطر کرد.

the paramedics were successful in resuscitating the patient.

پارامدیک‌ها در احیای بیمار موفق بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید