destroying

[ایالات متحده]/dɪˈstrɔɪ.ɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈstrɔɪ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری destroy؛ باعث تخریب چیزی شدن؛ حذف یا کشتن

عبارات و ترکیب‌ها

destroying evidence

نابودی مدارک

destroying dreams

از بین بردن رویاها

destroying nature

نابودی طبیعت

destroying relationships

از بین بردن روابط

destroying hope

از بین بردن امید

destroying trust

از بین بردن اعتماد

destroying lives

نابودی زندگی‌ها

destroying culture

نابودی فرهنگ

destroying progress

از بین بردن پیشرفت

destroying peace

از بین بردن صلح

جملات نمونه

destroying the old building made way for new construction.

تخریب ساختمان قدیمی راه را برای ساخت و ساز جدید باز کرد.

they are destroying the evidence to hide their crime.

آنها در حال نابود کردن مدارک برای پنهان کردن جرم خود هستند.

climate change is destroying habitats for many species.

تغییرات آب و هوایی زیستگاه های بسیاری از گونه ها را در حال نابودی است.

his reckless behavior is destroying his reputation.

رفتار بی پروايش باعث نابودی شهرت او شده است.

destroying the forest will have severe environmental impacts.

تخریب جنگل تاثیرات زیست محیطی جدی خواهد داشت.

they are destroying the competition with their innovative products.

آنها با محصولات نوآورانه خود در حال نابودی رقابت هستند.

her harsh words were destroying his confidence.

سخنان تند او باعث نابودی اعتماد به نفس او شد.

destroying stereotypes is important for social progress.

نابودی کلیشه ها برای پیشرفت اجتماعی مهم است.

the storm is destroying everything in its path.

طوفان در حال نابودی همه چیز در مسیر خود است.

they are destroying the natural beauty of the area.

آنها در حال نابودی زیبایی طبیعی منطقه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید