destroying evidence
نابودی مدارک
destroying dreams
از بین بردن رویاها
destroying nature
نابودی طبیعت
destroying relationships
از بین بردن روابط
destroying hope
از بین بردن امید
destroying trust
از بین بردن اعتماد
destroying lives
نابودی زندگیها
destroying culture
نابودی فرهنگ
destroying progress
از بین بردن پیشرفت
destroying peace
از بین بردن صلح
destroying the old building made way for new construction.
تخریب ساختمان قدیمی راه را برای ساخت و ساز جدید باز کرد.
they are destroying the evidence to hide their crime.
آنها در حال نابود کردن مدارک برای پنهان کردن جرم خود هستند.
climate change is destroying habitats for many species.
تغییرات آب و هوایی زیستگاه های بسیاری از گونه ها را در حال نابودی است.
his reckless behavior is destroying his reputation.
رفتار بی پروايش باعث نابودی شهرت او شده است.
destroying the forest will have severe environmental impacts.
تخریب جنگل تاثیرات زیست محیطی جدی خواهد داشت.
they are destroying the competition with their innovative products.
آنها با محصولات نوآورانه خود در حال نابودی رقابت هستند.
her harsh words were destroying his confidence.
سخنان تند او باعث نابودی اعتماد به نفس او شد.
destroying stereotypes is important for social progress.
نابودی کلیشه ها برای پیشرفت اجتماعی مهم است.
the storm is destroying everything in its path.
طوفان در حال نابودی همه چیز در مسیر خود است.
they are destroying the natural beauty of the area.
آنها در حال نابودی زیبایی طبیعی منطقه هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید