animating the scene
انیمیت کردن صحنه
animating character
انیمیت کردن شخصیت
animated film
فیلم انیمیشن
animating process
فرآیند انیمیت کردن
animated series
سریال انیمیشن
animated story
داستان انیمیشن
animating software
نرمافزار انیمیت
animated short
فیلم کوتاه انیمیشن
animating music
انیمیت کردن موسیقی
animating figures
انیمیت کردن شخصیتها
the animator is skilled at animating characters for video games.
آنیماتور در انیمیت کردن شخصیتها برای بازیهای ویدیویی مهارت دارد.
the film used stop-motion animation, animating clay figures frame by frame.
فیلم از انیمیشن استاپ موشن استفاده کرد، شخصیتهای خمیری را فریم به فریم انیمیت میکرد.
animating the scene with vibrant colors made it more engaging.
انیمیت کردن صحنه با رنگهای زنده آن را جذابتر کرد.
he's experimenting with animating textures to create a realistic effect.
او در حال آزمایش انیمیت کردن بافتها برای ایجاد یک جلوه واقعگرایانه است.
animating the logo brought a dynamic feel to the company's brand.
انیمیت کردن لوگو حسی پویا به برند شرکت بخشید.
the software allows for animating complex movements with ease.
این نرمافزار امکان انیمیت کردن حرکات پیچیده را به راحتی فراهم میکند.
animating the background subtly enhanced the overall visual appeal.
انیمیت کردن پسزمینه به طور ظریف ظاهر کلی را بهبود بخشید.
they are animating a virtual world for an immersive experience.
آنها در حال انیمیت کردن یک دنیای مجازی برای یک تجربه فراگیر هستند.
animating the water created a sense of realism in the scene.
انیمیت کردن آب حسی از واقعگرایی را در صحنه ایجاد کرد.
the team is animating a fantastical creature for the animated film.
تیم در حال انیمیت کردن یک موجود افسانهای برای فیلم انیمیشن است.
animating the user interface made the app more interactive.
انیمیت کردن رابط کاربری باعث شد برنامه تعاملیتر شود.
animating the scene
انیمیت کردن صحنه
animating character
انیمیت کردن شخصیت
animated film
فیلم انیمیشن
animating process
فرآیند انیمیت کردن
animated series
سریال انیمیشن
animated story
داستان انیمیشن
animating software
نرمافزار انیمیت
animated short
فیلم کوتاه انیمیشن
animating music
انیمیت کردن موسیقی
animating figures
انیمیت کردن شخصیتها
the animator is skilled at animating characters for video games.
آنیماتور در انیمیت کردن شخصیتها برای بازیهای ویدیویی مهارت دارد.
the film used stop-motion animation, animating clay figures frame by frame.
فیلم از انیمیشن استاپ موشن استفاده کرد، شخصیتهای خمیری را فریم به فریم انیمیت میکرد.
animating the scene with vibrant colors made it more engaging.
انیمیت کردن صحنه با رنگهای زنده آن را جذابتر کرد.
he's experimenting with animating textures to create a realistic effect.
او در حال آزمایش انیمیت کردن بافتها برای ایجاد یک جلوه واقعگرایانه است.
animating the logo brought a dynamic feel to the company's brand.
انیمیت کردن لوگو حسی پویا به برند شرکت بخشید.
the software allows for animating complex movements with ease.
این نرمافزار امکان انیمیت کردن حرکات پیچیده را به راحتی فراهم میکند.
animating the background subtly enhanced the overall visual appeal.
انیمیت کردن پسزمینه به طور ظریف ظاهر کلی را بهبود بخشید.
they are animating a virtual world for an immersive experience.
آنها در حال انیمیت کردن یک دنیای مجازی برای یک تجربه فراگیر هستند.
animating the water created a sense of realism in the scene.
انیمیت کردن آب حسی از واقعگرایی را در صحنه ایجاد کرد.
the team is animating a fantastical creature for the animated film.
تیم در حال انیمیت کردن یک موجود افسانهای برای فیلم انیمیشن است.
animating the user interface made the app more interactive.
انیمیت کردن رابط کاربری باعث شد برنامه تعاملیتر شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید