leave

[ایالات متحده]/liːv/
[بریتانیا]/liv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ترک کردن; باقی ماندن; واگذار کردن

vi. ترک کردن; رفتن; باقی ماندن

n. اجازه; توافق; تعطیلات

عبارات و ترکیب‌ها

leave for

رفتن به سمت

leave behind

واگذاردن

leave home

خانه را ترک کن

leave on

روشن گذاشتن

leave out

نادیده گرفتن

sick leave

مرخصی استعلاجی

annual leave

مرخصی سالانه

on leave

در مرخصی

maternity leave

مرخصی زایمان

time to leave

زمان رفتن

leave message

گذاشتن پیام

leave of absence

مرخصی

leave off

قطع کردن

paid leave

مرخصی با حقوق

take leave

مرخصی گرفتن

leave room for

فضایی برای... در نظر گرفتن

french leave

مرخصی ناگهانی

ask for leave

درخواست مرخصی

جملات نمونه

leave it with me.

اجازه بده با من بماند.

Leave it as it is.

آن را همانطور که هست بگذار.

an indefinite leave of absence.

یک مرخصی نامحدود

leave a note for sb.

یادداشتی برای کسی بگذار.

leave in indecent haste

ترک کردن با عجله نامناسب

leave the secret untold

راز را فاش نکن.

Leave the room at once.

بلافاصله اتاق را ترک کنید.

It is advisable to leave now.

رفتن الان توصیه می شود.

They could not leave the city unguarded.

آنها نمی‌توانستند شهر را بدون محافظ ترک کنند.

He will leave for Shanghai on the Friday.

او جمعه برای شانگهای حرکت خواهد کرد.

leave this damnable place behind.

ترک کردن این مکان نفرین شده.

we leave here on the sixteenth.

ما شانزدهم اینجا را ترک خواهیم کرد.

the leaves are lanceolate.

برگ‌ها نوک‌تیزی دارند.

I'll leave the door open.

من در را باز می‌گذارم.

they leave the impression that they can be bullied.

آنها این تصور را القا می‌کنند که می‌توان آن‌ها را تحقیر کرد.

leave go of me!.

من را رها کن!

Joe was home on leave .

جو در مرخصی در خانه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید