revalidate

[ایالات متحده]/ˌriːˈvælɪdeɪt/
[بریتانیا]/ˌriːˈvælɪˌdeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره معتبر کردن؛ دوباره اثر قانونی دادن

عبارات و ترکیب‌ها

revalidate data

تایید مجدد داده

revalidate results

تایید مجدد نتایج

revalidate input

تایید مجدد ورودی

revalidate token

تایید مجدد توکن

revalidate session

تایید مجدد نشست

revalidate credentials

تایید مجدد اعتبارنامه‌ها

revalidate cache

تایید مجدد حافظه پنهان

revalidate process

تایید مجدد فرآیند

revalidate configuration

تایید مجدد پیکربندی

revalidate user

تایید مجدد کاربر

جملات نمونه

we need to revalidate the results of the experiment.

ما باید نتایج آزمایش را دوباره تایید کنیم.

it's important to revalidate your assumptions before proceeding.

قبل از ادامه دادن، تایید فرضیات شما مهم است.

the system will automatically revalidate the user credentials.

سیستم به طور خودکار اعتبارنامه کاربر را دوباره تایید خواهد کرد.

they decided to revalidate the data to ensure accuracy.

آنها تصمیم گرفتند داده ها را برای اطمینان از صحت دوباره تایید کنند.

before publishing, we should revalidate the information.

قبل از انتشار، باید اطلاعات را دوباره تایید کنیم.

we must revalidate the software after the updates.

ما باید نرم افزار را پس از بروزرسانی ها دوباره تایید کنیم.

the team will revalidate the project requirements next week.

تیم هفته آینده الزامات پروژه را دوباره تایید خواهد کرد.

to maintain quality, we need to revalidate our processes regularly.

برای حفظ کیفیت، ما باید فرآیندهای خود را به طور منظم دوباره تایید کنیم.

can you revalidate the calculations for me?

آیا می توانید محاسبات را برای من دوباره تایید کنید؟

it's necessary to revalidate the contract terms before signing.

قبل از امضا، تایید شرایط قرارداد ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید