revert

[ایالات متحده]/rɪˈvɜːt/
[بریتانیا]/rɪˈvɜːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. بازگشت به حالت قبلی; دوباره مطرح کردن; وراثت ویژگی‌های اجدادی
vt. بازگرداندن به حالت اصلی
n. کسی که به حالت اصلی بازمی‌گرداند

عبارات و ترکیب‌ها

revert to type

بازگشت به نوع

جملات نمونه

To revert or cause to revert by escheat.

بازگرداندن یا باعث بازگشت از طریق استیفاده

he reverted to his native language.

او به زبان مادری خود بازگشت.

the locals reverted to the age-old practice of wrecking.

ساکنان محلی به سنت دیرینه غارت بازگشتند.

Garden plants sometimes revert to type.

گیاهان باغ گاهی اوقات به نوع خود باز می گردند.

After the settlers left, the area reverted to desert.

پس از ترک مستوطنان، منطقه به صحرا بازگشت.

After a good year the team reverted to type in their last game.

پس از یک سال خوب، تیم در بازی آخر به حالت معمول خود بازگشت.

it is impossible that a fishlike mammal will actually revert to being a true fish.

غیرممکن است که یک پستاندار ماهی مانند به یک ماهی واقعی بازگردد.

he reverted to his normal position on the right wing.

او به جایگاه معمول خود در بال راست بازگشت.

After his death the house reverted to its original owner.

پس از مرگ او، خانه به مالک اصلی خود بازگشت.

he ignored her words by reverting to the former subject.

او با بازگشت به موضوع قبلی، حرف های او را نادیده گرفت.

on reverting our eyes, every step presented some new and admirable scene.

با برگرداندن نگاه خود، هر قدم صحنه ای جدید و قابل تحسین را نشان می داد.

After 80 years as a school, the building has reverted back to being a house again.

پس از 80 سال به عنوان یک مدرسه، ساختمان دوباره به خانه بازگشته است.

She was a student revolutionary for a while but now she’s reverted to type. I saw her in a Mercedes the other day.

او مدتی دانشجوی انقلابی بود، اما اکنون به حالت معمول بازگشته است. من او را روزی در یک مرسدس دیدم.

The boss came back from holiday all relaxed and smiling, but now he’s reverting to type.

رئیس از تعطیلات با آرامش و لبخند بازگشت، اما اکنون در حال بازگشت به حالت معمول است.

Revert suggestion: when received the affirmance faxed by the issuing bank,according to the suggestion ,make corresponding register, inform the accepting network dealing with respectively.

پاسخ به پیشنهاد: هنگام دریافت فکس تاییدیه از بانک صادرکننده، طبق پیشنهاد، ثبت نام مربوطه را انجام داده و شبکه پذیرنده را به طور جداگانه مطلع کنید.

Objective The reverting effects of natural carotene on dimethyl-benzanthracene (DMBA) induced oral premalignant lesion in syrian golden hamsters were studied.

هدف: بررسی اثرات معکوس کاروتن طبیعی بر ضایعه پیش‌سرطانی دهان ناشی از دی‌متیل بنزانثراسن (DMBA) در خرمای طلایی سوری.

نمونه‌های واقعی

Let us revert to the original subject.

بیایید به موضوع اصلی بازگردیم.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

So, that suggests that things will revert to normal for the 2026 edition.

بنابراین، این نشان می‌دهد که همه چیزها برای نسخه 2026 به حالت عادی باز می‌گردند.

منبع: 2022 FIFA World Cup in Qatar

But more often than not, we revert back to our old ways.

اما اغلب، ما به روش‌های قدیمی خود باز می‌گردیم.

منبع: School has started!

The sad thing is that when we stop praying, we automatically revert to our culture.

غم انگیز این است که وقتی دست از دعا می کشیم، به طور خودکار به فرهنگ خود باز می گردیم.

منبع: 2019 ITERO - The One New Man Fulfilling God’s Purpose

" And then" ? Must he revert to Ellen always?

" و بعد"؟ آیا او همیشه باید به الین بازگردد؟

منبع: Gone with the Wind

Or bureaucrats could panic and revert to old ways.

یا ممکن است کارشناسان وحشت کنند و به روش های قدیمی بازگردند.

منبع: The Economist (Summary)

The very hair that disfigured his lip showed that he was reverting to some savage type.

حتی موهایی که لبش را زشت کرده بود نشان داد که او در حال بازگشت به نوع وحشی است.

منبع: The machine has stopped operating.

So I reverted back to my old habits.

بنابراین من به عادت های قدیمی خود بازگشتم.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

I suppose the hospital will revert to the way it was before the war.

حدس می‌زنم بیمارستان به همان شکلی که قبل از جنگ بود باز خواهد گشت.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 2

So again, I reverted back to my old habits.

بنابراین دوباره، من به عادت های قدیمی خود بازگشتم.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید