riddle a target with bullets.
با گلوله هدف قرار دادن.
the riddle of her death.
معمای مرگ او.
riddle me this then.
حالا این معما را برایم حل کن.
The door of the fort was riddled with bullets.
درِ قلعه پر از گلوله بود.
This ladder is riddled with woodworm.
این نردبان پر از کرم چوب است.
I'll riddle you with bullets!
تو را با گلوله ها سوراخ خواهم کرد!
He found out the riddle at last.
او بالاخره معما را کشف کرد.
The riddle couldn't be solved by the child.
کودک نمی توانست این معما را حل کند.
a riddle that haunted me all morning.
یک معمایی که تمام صبح مرا آزار داد.
found the firm's books riddled with irregularities.
کشف کرد که کتاب های شرکت پر از ناهنجاری است.
his car was riddled by sniper fire.
ماشین او مورد اصابت آتش تفنگداران مسلسل قرار گرفت.
the existing law is riddled with loopholes.
قانون موجود پر از سوراخ امنیتی است.
Cold winds riddled through the thin walls.
بادهای سرد از میان دیوارهای نازک عبور کردند.
His body was riddled with cancer.
بدنش پر از سرطان بود.
Russia is a riddle wrapped in a mystery inside an enigma.
روسیه یک معما در پیچ و تاب یک راز درون یک معمای است.
Her typing was slow and riddled with mistakes.
نوشتن او کند بود و پر از اشتباه.
The bodies of the hostages were found riddled with bullets.
جسد گروگانها با گلوله سوراخ سوراخ پیدا شد.
The riddle of a dog‘s oestrum is a very special scenery,especially those who has a female dog in the family,it is really a wonder.
معمای دورهی بلوغ سگها یک منظره بسیار خاص است، به خصوص برای کسانی که یک سگ ماده در خانواده دارند، واقعاً یک شگفتی است.
Let us consider that we are all insane, it will explain us to each other,it will unriddle many riddles.——mark twain
بیایید در نظر بگیریم که همه ما دیوانه هستیم، این به ما کمک می کند تا یکدیگر را درک کنیم، این معماهای زیادی را حل خواهد کرد.——مارک تواین
Well, that particular study was riddled with flaws.
راستش، آن مطالعه خاص پر از نقص بود.
منبع: NPR News November 2019 CollectionThis is the real riddle of happiness.
این معمای واقعی خوشبختی است.
منبع: Connection MagazineMary solved the riddle before Sam did.
مری معما را قبل از سم حل کرد.
منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500Now I have a little riddle for you.
حالا یک معما برای شما دارم.
منبع: Tales of Imagination and CreativityBut training and career path can help to solve this riddle.
اما آموزش و مسیر شغلی می تواند به حل این معما کمک کند.
منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual SelectionWe found several riddles that only a few people can figure out.
ما چندین معما پیدا کردیم که فقط تعداد کمی از افراد می توانند آنها را حل کنند.
منبع: Smart Life Encyclopedia" Did Morgan leave us a third riddle? " said Annie.
«آیا مورگان یک معما سوم برای ما گذاشته است؟» آنی گفت.
منبع: Magic Tree HouseNow remember, people had been trying to solve this riddle for a long time.
حالا به یاد داشته باشید، مردم مدت طولانی برای حل این معما تلاش کرده بودند.
منبع: PBS Fun Science PopularizationTelevision images from the scene showed the window of his truck riddled with bullets.
تصاویر تلویزیونی از صحنه نشان داد که شیشه کامیونش پر از گلوله بود.
منبع: BBC Listening Collection July 2016The story begins when a prince is killed for failing to solve her riddles.
داستان از جایی شروع می شود که شاهزاده ای به دلیل ناتوانی در حل معماهای او کشته می شود.
منبع: Yilin Edition Oxford High School English (Elective 8)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید