rigor

[ایالات متحده]/ˈrɪɡə/
[بریتانیا]/ˈrɪɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شدت یا سختی؛ دقت یا صحت؛ سختی یا شدت؛ لرزش یا سرما (مانند در تب)؛ سفتی یا سختی (در پزشکی)

عبارات و ترکیب‌ها

academic rigor

دقت علمی

intellectual rigor

دقت فکری

scientific rigor

دقت علمی

methodological rigor

دقت روش‌شناختی

rigor mortis

خون مردگی

rigor of law

سخت‌گیری قانون

rigor in training

سخت‌گیری در آموزش

rigor of standards

سخت‌گیری در استانداردها

rigor of analysis

سخت‌گیری در تحلیل

rigor of assessment

سخت‌گیری در ارزیابی

جملات نمونه

she approached her studies with great rigor.

او با دقت و جدیت زیاد به تحصیل خود پرداخت.

the research was conducted with scientific rigor.

تحقیقات با دقت علمی انجام شد.

he trains with rigor to improve his performance.

او برای بهبود عملکرد خود با جدیت تمرین می‌کند.

rigor in analysis is essential for accurate results.

دقت در تحلیل برای دستیابی به نتایج دقیق ضروری است.

they demanded rigor in the project proposals.

آنها خواستار دقت در پروپوزال‌های پروژه بودند.

the curriculum is designed with academic rigor.

برنامه درسی با دقت علمی طراحی شده است.

rigor in methodology ensures reliable outcomes.

دقت در روش‌شناسی، نتایج قابل اعتماد را تضمین می‌کند.

she applied rigor to her writing process.

او دقت را در فرآیند نویسندگی خود به کار برد.

the team worked with rigor to meet the deadline.

تیم با جدیت برای رسیدن به مهلت مقرر کار کرد.

rigor in training leads to better athletes.

دقت در آموزش منجر به بهتر شدن ورزشکاران می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید