robust

[ایالات متحده]/rəʊˈbʌst/
[بریتانیا]/roʊˈbʌst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قوی و سالم؛ خشن یا بی‌ادب.

عبارات و ترکیب‌ها

robust infrastructure

زیرساخت قوی

robust economy

اقتصاد قوی

robust security measures

اقدامات امنیتی قوی

robust control

کنترل قوی

robust design

طراحی قوی

robust estimation

تخمین قوی

robust statistics

آمار قوی

جملات نمونه

a robust constitution.

یک قانون اساسی قوی.

a robust metal cabinet.

یک کابینت فلزی قوی.

a robust game of rugby.

یک بازی قدرتمند راگبی.

California's robust property market.

بازار املاک قوی کالیفرنیا.

the Caplan family are a robust, healthy lot.

خانواده کپلان گروهی قوی و سالم هستند.

Russians are robust and avoid circumlocution.

روس‌ها قوی هستند و از صحبت‌های غیرمستقیم اجتناب می‌کنند.

a robust and athletic young woman;

یک زن جوان قوی و ورزشی;

His robust strength was a counterpoise to the disease.

قدرت بدنی قوی او، مقابله‌ای با بیماری بود.

I want something sequacious now and robust.

من الان چیزی دنبال می‌کنم که دنباله‌دار و قوی باشد.

he is outstandingly handsome and robust, very masculine.

او به طور برجسته‌ای جذاب و قوی است، بسیار مردانه.

he took quite a robust view of my case.

او دیدگاهی کاملاً قوی نسبت به پرونده من داشت.

That chair's not very robust; don't sit on it.

آن صندلی خیلی قوی نیست؛ روی آن ننشینید.

The robust design method was used to develop the prescription of the emulsion for photochromatic paper.

از روش طراحی قوی برای توسعه دستورالعمل امولسیون برای کاغذهای حساس به نور استفاده شد.

A razee is a robust frigate, created by cutting the top deck off a larger ship of the line.

رازی یک ناو جنگی قوی است که با برش عرشه بالای کشتی خطی بزرگتر ایجاد می شود.

Stem conspicuously striate or tetragonous, robust, succulent, simple or branched in upper part.

ساقه به وضوح خط‌دار یا چهارگوش، قوی، آبدار، ساده یا شاخه‌دار در قسمت بالایی.

harsh and distortive peaks in the recorded music; a robust fortissimo without distortive vibration.

اوج‌های خشن و تحریف‌کننده در موسیقی ضبط شده؛ یک فورتیسیمو قوی بدون ارتعاش تحریف‌کننده.

The result of experiment show that this algorithm has good robust against JPEG,and frangibility against the familiar attacks,and beseem to selective authentication for image.

نتایج آزمایش نشان می‌دهد که این الگوریتم در برابر JPEG مقاومت خوبی دارد، در برابر حملات آشنا شکننده است و به نظر می‌رسد برای احراز هویت انتخابی تصویر مناسب است.

نمونه‌های واقعی

But his response was every bit as robust as Mr. Trump's.

اما پاسخ او به همان اندازه قوی و استوار مانند آقای ترامپ بود.

منبع: Christian Science Monitor (Article Edition)

And global immunization programs were more robust then.

و برنامه های واکسیناسیون جهانی آن زمان قوی تر بودند.

منبع: New York Times

Systems are getting more robust and smaller and smaller.

سیستم ها در حال قوی تر و کوچکتر شدن هستند.

منبع: CNN 10 Student English May 2019 Collection

Peck made rectitude appear robust. Peck wasn't just an icon.

پک باعث شد درستکاری به نظر قوی و استوار برسد. پک فقط یک نماد نبود.

منبع: Stories of World Famous Actors and Stars

We can say we have a robust economy.

می توانیم بگوییم یک اقتصاد قوی داریم.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

The Soyuz is a robust, redundant, reliable machine.

سویوز یک ماشین قوی، افزونگی دار و قابل اعتماد است.

منبع: PBS English News

But, like, a lot bulkier and more robust.

اما خیلی حجیم تر و قوی تر.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American June 2023 Collection

That'd require a much more robust signal.

این به یک سیگنال بسیار قوی تر نیاز دارد.

منبع: Young Sheldon Season 5

He said that there have been robust studies.

او گفت که مطالعات قوی و استواری انجام شده است.

منبع: 6 Minute English

And that makes you more robust.

و این باعث می شود شما قوی تر باشید.

منبع: TED Talks (Video Edition) October 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید