weak

[ایالات متحده]/wiːk/
[بریتانیا]/wik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد قدرت؛ به راحتی آسیب‌پذیر؛ فاقد انرژی؛ به راحتی شکست‌خورده؛ به درستی کار نمی‌کند؛ ضعیف؛ کمرنگ؛ ناقص.

عبارات و ترکیب‌ها

weak point

نقطه ضعف

weak link

پیوند ضعیف

weak force

نیروی ضعیف

weak acid

اسید ضعیف

weak rock

سنگ ضعیف

weak spot

نقطه ضعف

weak market

بازار ضعیف

weak light

نور ضعیف

weak form

فرم ضعیف

weak current

جریان ضعیف

weak coupling

کوپلینگ ضعیف

weak base

باز ضعیف

weak solution

راه حل ضعیف

weak tea

چای ضعیف

weak earthquake

زلزله‌ی ضعیف

جملات نمونه

to be weak in English

ضعیف بودن در زبان انگلیسی

a weak student; weak in math.

یک دانش‌آموز ضعیف؛ ضعیف در ریاضیات.

a weak and ineffective president.

یک رئیس‌جمهور ضعیف و ناکارآمد.

a very weak speller.

کسی که خیلی ضعیف در غلط‌گیری کلمات است.

a weak and washy production.

یک تولید ضعیف و بی‌اثر.

a weak magnetic field.

یک میدان مغناطیسی ضعیف

a cup of weak coffee.

یک فنجان قهوه ضعیف

a weak link in a chain.

یک نقطه ضعف در زنجیره

That was an incredibly weak answer.

آن پاسخ به طرز باورنکردنی ضعیف بود.

a weak, scraggy animal

یک حیوان ضعیف و لاغر

he had a weak stomach.

او دچار ضعف معده بود.

the argument is an extremely weak one.

این یک استدلال بسیار ضعیف است.

a weak flicker of hope

یک بارقه‌ی امید ضعیف

She is a girl of weak apprehension.

او دختری با درک ضعیف است.

نمونه‌های واقعی

Protect the weak and uphold the good.

محافظت از ضعیفان و حفظ خوبی‌ها.

منبع: Game of Thrones Season 3

'I know I'm very ill, ' she said weakly.

'من می‌دانم که خیلی بیمار هستم،' او ضعیف گفت.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

Only Constantinople holds out, getting weaker and weaker.

فقط استانبول مقاومت می‌کند، ضعیف‌تر و ضعیف‌تر می‌شود.

منبع: The school of life

Jesus. - ...and that the president's jaw-droppingly weak.

عیسی. - ...و این واقعیت که رئیس‌جمهور به طرز شگفت‌آوری ضعیف است.

منبع: newsroom

The spirit is willing but the flesh is weak.

روح آماده است اما گوشت ضعیف است.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

They can also have residual arm or leg weakness.

آنها همچنین ممکن است ضعف باقیمانده در بازو یا پا داشته باشند.

منبع: Osmosis - Nerve

But then they are many times almost too weak to survive.

اما در آن زمان آنها بارها تقریباً خیلی ضعیف هستند که زنده بمانند.

منبع: National Geographic (Children's Section)

I've injected you with enough vervain to keep you weak.

من به اندازه کافی ورواین به شما تزریق کرده‌ام تا شما را ضعیف نگه دارد.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

The economy added 113,000 jobs in January, economists call that weak.

اقتصاد در ژانویه 113000 شغل اضافه کرد، اقتصاددانان آن را ضعیف می‌نامند.

منبع: CNN Listening February 2014 Collection

Weak desires bring weak results, so what is your burning desire?

خواسته‌های ضعیف، نتایج ضعیفی به بار می‌آورند، پس آرزوی سوزان شما چیست؟

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید