rowdiest

[ایالات متحده]/ˈraʊdi/
[بریتانیا]/ˈraʊdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر سر و صدا و بی نظم; خشن
n. یک نفر خشن یا پر سر و صدا; کسی که از ایجاد سر و صدا و ایجاد مشکل لذت می‌برد

جملات نمونه

rowdy teenagers; a rowdy beer party.

نوجوانان پر سر و صدا؛ مهمانی نوشیدنی پر سر و صدا

it was a rowdy but good-natured crowd.

گروهی پر سر و صدا اما با طبیعت خوب بود.

A rowdy group of boys ran through the streets.

گروهی پر سر و صدا از پسران از خیابان ها عبور کردند.

The teacher read the riot act to the rowdy class.

معلم به کلاس پر سر و صدا هشدار داد.

I pegged her as an opportunist. Why do you have me pegged as the rowdy one?

من او را یک فرصت طلب دیدم. چرا شما من را به عنوان فرد پر سر و صدا می بینید؟

The rowdy crowd at the concert was having a great time.

گروه پر سر و صدا در کنسرت خوش گذرانی می کردند.

The rowdy behavior of the children in the playground needed to be addressed.

رفتار پر سر و صدا کودکان در زمین بازی نیاز به رسیدگی داشت.

The rowdy fans were cheering loudly for their team.

هواداران پر سر و صدا با صدای بلند برای تیمشان تشویق می کردند.

The rowdy party next door kept me up all night.

جشن پر سر و صدا در خانه کناری مرا تا دیروقت بیدار نگه داشت.

The rowdy group of teenagers was causing trouble in the mall.

گروه پر سر و صدا از نوجوانان در مرکز خرید دردسر ایجاد می کردند.

The rowdy behavior of the students disrupted the class.

رفتار پر سر و صدا دانش آموزان کلاس را مختل کرد.

The rowdy bar patrons were asked to leave by the bouncer.

مهمانان پر سر و صدا بار از طرف محافظ خواسته شدند که بروند.

The rowdy celebration spilled out into the streets.

جشن پر سر و صدا به خیابان ها سرایت کرد.

The rowdy group of friends always caused a scene wherever they went.

گروه پر سر و صدا از دوستان همیشه در هر کجا که می رفتند، صحنه ای درست می کردند.

The rowdy behavior of the protesters led to arrests.

رفتار پر سر و صدا معترضان منجر به دستگیری شد.

نمونه‌های واقعی

The crowds of rowdy yet adoring teenagers mostly girls.

گروه‌هایی از نوجوانان پر سر و صدا و در عین حال عاشقانه، بیشتر دختران.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Wow, this place is rowdy after happy hour, huh? -Yeah.

وای، این مکان بعد از خوش گذرانی پر سر و صدا است، مگه نه؟ - بله.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

After the game, rowdy fans poured out of the stadium.

بعد از مسابقه، هواداران پر سر و صدا از استادیوم خارج شدند.

منبع: Crazy Element City

Sometimes there were police to keep the women from getting too rowdy.

گاهی اوقات پلیسی بودند تا از برهم زدن بیش از حد زنان جلوگیری کنند.

منبع: Crash Course in Drama

Quack shushed the rowdy heron hedge. But birds just ran off blind.

کوآک هرزن‌های پر سر و صدا را ساکت کرد. اما پرندگان فقط کور و بی‌هدف فرار کردند.

منبع: Storyline Online English Stories

The boy felt a little nervous when he finally approached a rowdy crowd.

پسر کمی مضطرب بود وقتی سرانجام به سمت جمعیت پر سر و صدا رفت.

منبع: Big Hero 6 (audiobook)

But the rowdy carousing often associated with British pubs at the weekend is absent.

اما خوش گذرانی پر سر و صدا که اغلب با pubهای بریتانیایی در آخر هفته همراه است، غایب است.

منبع: The Economist (Summary)

At last he stopped, outside a compartment in which a group of rowdy boys were talking.

در نهایت او ایستاد، بیرون از اتاقی که گروهی از پسران پر سر و صدا صحبت می‌کردند.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

If you've ever had a best friend or rowdy sibling, then you already know what a bear hug is.

اگر تا به حال دوست صمیمی یا خواهر یا برادری پر سر و صدا داشته اید، از قبل می‌دانید که بغل خرسی چیست.

منبع: Psychology Mini Class

One of my friends, Paul, got pretty " rowdy" (rowdy).

یکی از دوستان من، پل، خیلی "پر سر و صدا" (پر سر و صدا) شد.

منبع: 2005 ESLPod

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید