sacralize space
حرمت دادن به مکان
sacralize time
حرمت دادن به زمان
sacralize culture
حرمت دادن به فرهنگ
sacralize nature
حرمت دادن به طبیعت
sacralize ritual
حرمت دادن به آیین
sacralize identity
حرمت دادن به هویت
sacralize belief
حرمت دادن به باور
sacralize community
حرمت دادن به اجتماع
sacralize history
حرمت دادن به تاریخ
sacralize language
حرمت دادن به زبان
they aim to sacralize the ancient rituals for future generations.
آنها هدفشان تقدیس آیینهای باستانی برای نسلهای آینده است.
artists often sacralize nature in their works.
هنرمندان اغلب طبیعت را در آثار خود تقدیس میکنند.
many cultures sacralize their traditions to preserve them.
فرهنگهای بسیاری سنتهای خود را برای حفظ آنها تقدیس میکنند.
we should sacralize the values of kindness and compassion.
ما باید ارزشهای مهربانی و شفقت را تقدیس کنیم.
they decided to sacralize the site as a historical landmark.
آنها تصمیم گرفتند این مکان را به عنوان یک نقطه عطف تاریخی تقدیس کنند.
to sacralize the experience, they held a special ceremony.
برای تقدیس این تجربه، آنها یک مراسم خاص برگزار کردند.
religious leaders often sacralize texts to enhance their authority.
رهبران مذهبی اغلب متون را برای افزایش اقتدار خود تقدیس میکنند.
they sacralize the memory of their ancestors every year.
آنها هر سال خاطره نیاکان خود را تقدیس میکنند.
to sacralize the community spirit, they organized a festival.
برای تقدیس روحیه جامعه، آنها یک جشنواره برگزار کردند.
some people sacralize their personal beliefs above all else.
برخی افراد باورهای شخصی خود را بر همه چیز ترجیح میدهند و آنها را تقدیس میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید