sacralize

[ایالات متحده]/ˈseɪkrəlaɪz/
[بریتانیا]/ˈseɪkrəlaɪz/

ترجمه

vt. مقدس یا مقدس کردن
n. عمل مقدس کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

sacralize space

حرمت دادن به مکان

sacralize time

حرمت دادن به زمان

sacralize culture

حرمت دادن به فرهنگ

sacralize nature

حرمت دادن به طبیعت

sacralize ritual

حرمت دادن به آیین

sacralize identity

حرمت دادن به هویت

sacralize belief

حرمت دادن به باور

sacralize community

حرمت دادن به اجتماع

sacralize history

حرمت دادن به تاریخ

sacralize language

حرمت دادن به زبان

جملات نمونه

they aim to sacralize the ancient rituals for future generations.

آنها هدفشان تقدیس آیین‌های باستانی برای نسل‌های آینده است.

artists often sacralize nature in their works.

هنرمندان اغلب طبیعت را در آثار خود تقدیس می‌کنند.

many cultures sacralize their traditions to preserve them.

فرهنگ‌های بسیاری سنت‌های خود را برای حفظ آنها تقدیس می‌کنند.

we should sacralize the values of kindness and compassion.

ما باید ارزش‌های مهربانی و شفقت را تقدیس کنیم.

they decided to sacralize the site as a historical landmark.

آنها تصمیم گرفتند این مکان را به عنوان یک نقطه عطف تاریخی تقدیس کنند.

to sacralize the experience, they held a special ceremony.

برای تقدیس این تجربه، آنها یک مراسم خاص برگزار کردند.

religious leaders often sacralize texts to enhance their authority.

رهبران مذهبی اغلب متون را برای افزایش اقتدار خود تقدیس می‌کنند.

they sacralize the memory of their ancestors every year.

آنها هر سال خاطره نیاکان خود را تقدیس می‌کنند.

to sacralize the community spirit, they organized a festival.

برای تقدیس روحیه جامعه، آنها یک جشنواره برگزار کردند.

some people sacralize their personal beliefs above all else.

برخی افراد باورهای شخصی خود را بر همه چیز ترجیح می‌دهند و آنها را تقدیس می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید