saluting

[ایالات متحده]/səˈluːtɪŋ/
[بریتانیا]/səˈluːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی سلام کردن یا احترام نشان دادن؛ ستایش کردن یا ارج نهادن

عبارات و ترکیب‌ها

saluting the flag

سر دادن به پرچم

saluting officers

سر دادن به افسران

saluting troops

سر دادن به سربازان

saluting veterans

سر دادن به جانبازان

saluting leaders

سر دادن به رهبران

saluting heroes

سر دادن به قهرمانان

saluting guests

سر دادن به مهمانان

saluting allies

سر دادن به متحدان

saluting the crowd

سر دادن به جمعیت

saluting the audience

سر دادن به تماشاچیان

جملات نمونه

saluting the flag is a sign of respect.

سلام کردن به پرچم نشانه احترام است.

he was saluting the officers as they passed by.

او در حال احترام نظامی به افسران بود زیرا از کنار آنها عبور می‌کردند.

saluting is a common practice in the military.

احترام نظامی یک عمل رایج در ارتش است.

the soldiers were saluting their commanding officer.

سربازان در حال احترام نظامی به افسر ارشد خود بودند.

she greeted him by saluting with a smile.

او با لبخند به او احترام نظامی گذاشت.

saluting the veterans is important on memorial day.

احترام نظامی به جانبازان در روز یادبود مهم است.

he raised his hand in saluting the audience.

او دست خود را برای احترام نظامی به تماشاچیان بلند کرد.

saluting is a way to show gratitude and honor.

احترام نظامی راهی برای نشان دادن قدردانی و افتخار است.

the children learned the importance of saluting their elders.

کودکان اهمیت احترام نظامی به بزرگترها را یاد گرفتند.

saluting the coach after the game showed good sportsmanship.

احترام نظامی به مربی پس از بازی نشان دهنده روح ورزشی خوب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید