bowing

[ایالات متحده]/'bəʊɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکنیک استفاده از کمان (در موسیقی)
v. خم کردن بدن به جلو به نشانه احترام یا ادب

عبارات و ترکیب‌ها

bowing deeply

تعظیم عمیق

bowing respectfully

تعظیم با احترام

bowing politely

تعظیم مودبانه

bowing in gratitude

تعظیم از سپاسگزاری

bowing acquaintance

تعظیم آشنایی

جملات نمونه

bowing his head in a servile manner.

با سر تعظیم کردن به شیوه‌ای مطیعانه

he looked at Hector before bowing grave thanks.

قبل از تعظیم و تشکر، به هکتور نگاه کرد.

She was bowing to the audience after her performance.

او پس از اجرا برای تماشاچیان تعظیم کرد.

The host greeted the guests by bowing politely.

میهماندار با تعظیم مودبانه به مهمانان خوشامد گفت.

Bowing is a common gesture of respect in many cultures.

تعظیم یک حرکت رایج برای نشان دادن احترام در بسیاری از فرهنگ‌ها است.

He was bowing his head in shame.

او با شرمساری سرش را خم کرد.

The students were bowing their heads in prayer.

دانشجویان سر خود را در هنگام نماز خم کردند.

Bowing is a traditional way to show reverence in Japan.

تعظیم یک روش سنتی برای نشان دادن احترام در ژاپن است.

The samurai bowed before entering the dojo.

سامورایی‌ها قبل از ورود به دوجو تعظیم کردند.

She was bowing out of gratitude for the gift.

او از روی قدردانی برای هدیه تعظیم کرد.

The actor was bowing to the audience at the end of the play.

بازیگر در پایان نمایش برای تماشاچیان تعظیم کرد.

Bowing is a sign of humility and respect.

تعظیم نشان دهنده تواضع و احترام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید