sank

[ایالات متحده]/sæŋk/
[بریتانیا]/sæŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای پایین آمدن یا باعث پایین آمدن به زیر سطح مایع
vi. برای رفتن به پایین زیر سطح

عبارات و ترکیب‌ها

sank quickly

به سرعت غرق شد

sank slowly

به آرامی غرق شد

sank without trace

بدون هیچ اثری غرق شد

sank to bottom

به ته غرق شد

sank into silence

در سکوت غرق شد

sank beneath waves

تحت امواج غرق شد

sank like stone

مثل سنگ غرق شد

sank in despair

در ناامیدی غرق شد

sank with ship

با کشتی غرق شد

sank into darkness

در تاریکی غرق شد

جملات نمونه

the ship sank after hitting an iceberg.

کشتی پس از برخورد با یک کوه یخ غرق شد.

his hopes sank when he heard the bad news.

امیدهای او زمانی که خبرهای بد را شنید، ناامید شد.

the sun slowly sank below the horizon.

خورشید به آرامی زیر افق فرو رفت.

she felt her heart sank at the thought of losing him.

او با این فکر که ممکن است او را از دست بدهد، احساس کرد که قلبش شکست.

the team sank to the bottom of the league standings.

تیم در انتهای جدول لیگ سقوط کرد.

he sank into deep thought while staring at the ocean.

او در حالی که به اقیانوس نگاه می‌کرد، در فکر عمیقی فرو رفت.

after the scandal, her reputation sank.

پس از رسوایی، شهرت او سقوط کرد.

the boat sank quickly in the storm.

کشتی به سرعت در طوفان غرق شد.

he sank his teeth into the juicy apple.

او دندان‌هایش را در سیب آبدار فرو کرد.

as the deadline approached, her spirits sank.

همانطور که مهلت مقرر نزدیک می‌شد، روحیه او تحلیل رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید