sank quickly
به سرعت غرق شد
sank slowly
به آرامی غرق شد
sank without trace
بدون هیچ اثری غرق شد
sank to bottom
به ته غرق شد
sank into silence
در سکوت غرق شد
sank beneath waves
تحت امواج غرق شد
sank like stone
مثل سنگ غرق شد
sank in despair
در ناامیدی غرق شد
sank with ship
با کشتی غرق شد
sank into darkness
در تاریکی غرق شد
the ship sank after hitting an iceberg.
کشتی پس از برخورد با یک کوه یخ غرق شد.
his hopes sank when he heard the bad news.
امیدهای او زمانی که خبرهای بد را شنید، ناامید شد.
the sun slowly sank below the horizon.
خورشید به آرامی زیر افق فرو رفت.
she felt her heart sank at the thought of losing him.
او با این فکر که ممکن است او را از دست بدهد، احساس کرد که قلبش شکست.
the team sank to the bottom of the league standings.
تیم در انتهای جدول لیگ سقوط کرد.
he sank into deep thought while staring at the ocean.
او در حالی که به اقیانوس نگاه میکرد، در فکر عمیقی فرو رفت.
after the scandal, her reputation sank.
پس از رسوایی، شهرت او سقوط کرد.
the boat sank quickly in the storm.
کشتی به سرعت در طوفان غرق شد.
he sank his teeth into the juicy apple.
او دندانهایش را در سیب آبدار فرو کرد.
as the deadline approached, her spirits sank.
همانطور که مهلت مقرر نزدیک میشد، روحیه او تحلیل رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید