floated

[ایالات متحده]/[ˈfləʊtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈfloʊtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (past tense of float) شناور بودن؛ روی آب یا هوا بدون غرق شدن قرار گرفتن؛ به آرامی و بدون زحمت در هوا یا آب حرکت کردن؛ سرگردان یا سرخوش بودن؛ روی سطح ظاهر یا به نظر رسیدن؛ منتقل یا بیان شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

floated gently

Persian_translation

floated away

Persian_translation

floating on

Persian_translation

floating surface

Persian_translation

floated by

Persian_translation

floating feeling

Persian_translation

floats freely

Persian_translation

floating debris

Persian_translation

floating market

Persian_translation

floating idea

Persian_translation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید