scamming

[ایالات متحده]/ˈskæmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskæmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل فریب دادن کسی به منظور به دست آوردن پول یا اطلاعات شخصی

عبارات و ترکیب‌ها

scamming scheme

طرح کلاهبرداری

scamming tactics

تاکتیک‌های کلاهبرداری

scamming operation

عملیات کلاهبرداری

scamming victims

قربانیان کلاهبرداری

scamming attempt

تلاش کلاهبرداری

scamming phone call

تماس تلفنی کلاهبرداری

scamming website

وب سایت کلاهبرداری

scamming email

ایمیل کلاهبرداری

scamming message

پیام کلاهبرداری

scamming alert

هشدار کلاهبرداری

جملات نمونه

scamming people online has become increasingly common.

فریب دادن افراد آنلاین به طور فزاینده‌ای رایج شده است.

he was arrested for scamming elderly individuals out of their savings.

او به اتهام فریب دادن افراد مسن و 빼앗기 از پس انداز آنها دستگیر شد.

the authorities are cracking down on scamming schemes.

مقامات در حال مقابله با طرح‌های فریب هستند.

many people fall victim to scamming every year.

هر سال افراد زیادی قربانی فریب می‌شوند.

she lost a lot of money due to a scamming operation.

او به دلیل یک عملیات فریب، مقدار زیادی پول از دست داد.

scamming can take many forms, including phishing and lottery fraud.

فریب می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد، از جمله فیشینگ و تقلب در قرعه‌کشی.

they are warning the public about new scamming tactics.

آنها در حال هشدار دادن به مردم در مورد تاکتیک‌های جدید فریب هستند.

scamming not only affects individuals but also damages trust in society.

فریب نه تنها بر افراد تأثیر می‌گذارد، بلکه اعتماد در جامعه را نیز از بین می‌برد.

he learned about scamming through a documentary on fraud prevention.

او از طریق یک مستند در مورد پیشگیری از تقلب، در مورد فریب یاد گرفت.

they set up a hotline to report scamming incidents.

آنها یک خط تلفن راه اندازی کردند تا حوادث فریب را گزارش کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید