conning

[ایالات متحده]/ˈkɒnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فریب دادن یا حقه زدن به کسی؛ هدایت یا کنترل یک کشتی

عبارات و ترکیب‌ها

conning someone

فریب دادن کسی

conning scheme

طرح فریبنده

conning trick

ترفند فریبنده

conning game

بازی فریبنده

conning others

فریب دادن دیگران

conning method

روش فریبنده

conning act

رفتار فریبنده

conning tactics

تاکتیک‌های فریبنده

conning operation

عملیات فریبنده

conning strategy

استراتژی فریبنده

جملات نمونه

he was conning people out of their money.

او داشت مردم را از پولشان کلاهبرداری می‌کرد.

she realized he was conning her all along.

او فهمید که او تمام مدت در حال فریب دادن او بوده است.

the conning scheme was finally exposed.

طرح کلاهبرداری سرانجام افشا شد.

they caught him conning tourists in the city.

آنها او را در حال کلاهبرداری از گردشگران در شهر دستگیر کردند.

conning others is not a sustainable way to live.

کلاهبرداری از دیگران راهی پایدار برای زندگی نیست.

he spent years conning businesses out of their profits.

او سال‌ها سود شرکت‌ها را با فریب از آن‌ها می‌گرفت.

she was a master at conning people into giving her money.

او در فریب دادن مردم برای دادن پول به او، استاد بود.

the detective was skilled at conning the conmen.

مامور پلیس در فریب دادن کلاهبرداران مهارت داشت.

conning is often associated with deceit and manipulation.

کلاهبرداری اغلب با فریب و دستکاری همراه است.

he got caught conning his friends during the poker game.

او در حین بازی پوکر در حال فریب دادن دوستانش دستگیر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید