conning someone
فریب دادن کسی
conning scheme
طرح فریبنده
conning trick
ترفند فریبنده
conning game
بازی فریبنده
conning others
فریب دادن دیگران
conning method
روش فریبنده
conning act
رفتار فریبنده
conning tactics
تاکتیکهای فریبنده
conning operation
عملیات فریبنده
conning strategy
استراتژی فریبنده
he was conning people out of their money.
او داشت مردم را از پولشان کلاهبرداری میکرد.
she realized he was conning her all along.
او فهمید که او تمام مدت در حال فریب دادن او بوده است.
the conning scheme was finally exposed.
طرح کلاهبرداری سرانجام افشا شد.
they caught him conning tourists in the city.
آنها او را در حال کلاهبرداری از گردشگران در شهر دستگیر کردند.
conning others is not a sustainable way to live.
کلاهبرداری از دیگران راهی پایدار برای زندگی نیست.
he spent years conning businesses out of their profits.
او سالها سود شرکتها را با فریب از آنها میگرفت.
she was a master at conning people into giving her money.
او در فریب دادن مردم برای دادن پول به او، استاد بود.
the detective was skilled at conning the conmen.
مامور پلیس در فریب دادن کلاهبرداران مهارت داشت.
conning is often associated with deceit and manipulation.
کلاهبرداری اغلب با فریب و دستکاری همراه است.
he got caught conning his friends during the poker game.
او در حین بازی پوکر در حال فریب دادن دوستانش دستگیر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید