items collected
اقلام جمعآوری شده
data collected
دادههای جمعآوری شده
collected works
آثار جمعآوری شده
amount collected in excess
مبلغ جمعآوری شده مازاد
collected the children and drove home.
بچه ها را جمع کرد و به خانه رفت.
Refuse is collected twice a week.
زباله ها دو بار در هفته جمع آوری می شوند.
he collected up all his clothing.
او تمام لباس هایش را جمع کرد.
worshippers collected together in centres.
عبادت کنندگان در مراکز گرد هم جمع شدند.
the children were collected from school.
بچه ها از مدرسه جمع شدند.
she seems cool, calm, and collected ,.
او به نظر می رسد خونسرد، آرام و متین.
collected all the available literature on the subject.
تمام متون موجود در مورد این موضوع را جمع آوری کرد.
The data we have collected is not enough to be convincing.
داده هایی که جمع آوری کرده ایم برای قانع کننده بودن کافی نیست.
The money collected will aggregate a thousand dollars.
پول جمع آوری شده به یک هزار دلار می رسد.
He collected on the damage to his house.
او خسارت وارده به خانه اش را جمع کرد.
I had collected material previous to writing.
من قبل از نوشتن مطالب جمع آوری کرده بودم.
We collected money in behalf of the homeless.
ما برای بیخانمانان پول جمعآوری کردیم.
Water collected in the crateriform hole in the floor.
آب در حفره مخروطی شکل در کف جمع شد.
A crowd had collected to watch the ceremony.
افرادی برای تماشای مراسم جمع شده بودند.
She collected some dainty porcelain.
او کمی چینی ظریف جمع کرد.
the collected poems of W.H. Auden.
اشعار جمع آوری شده وی. اچ. آودن.
She collected her mail.
او پست خود را جمع کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید