together

[ایالات متحده]/tə'geðə/
[بریتانیا]/tə'ɡɛðɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت مشترک یا همکاری؛ به طور جمعی؛ به طور همزمان؛ به طور متوالی؛ به طور متقابل
adj. از نظر عاطفی پایدار؛ کارآمد در عمل؛ مد روز

عبارات و ترکیب‌ها

together with

همراه با

get together

دور هم جمع شدن

all together

همگی با هم

go together

همراه رفتن

hold together

نگه داشتن کنار هم

run together

همراه دویدن

جملات نمونه

they bunk together in the dormitory.

آنها در خوابگاه با هم می‌خوابند.

they stood together in the kitchen.

آنها در آشپزخانه کنار هم ایستادند.

huddle together for warmth

برای گرم نگه داشتن در کنار هم جمع شوند

piece together the facts

حقایق را کنار هم بچینید.

Group together in three.

در مجموع سه نفر شوند.

we're together in body and spirit.

ما هم در جسم و هم در روح با هم هستیم.

join the paragraphs together .

پاراگراف ها را به هم متصل کنید.

bound together by an inextricable fate.

متحد شده توسط سرنوشتی غیرقابل گشودن.

the technique of moving together on the rope.

تکنیک حرکت با هم روی طناب

they stuck together through thick and thin.

آنها در سختی و آسانی کنار هم ماندند.

live together in perfect union

در اتحاد کامل با هم زندگی کنید.

banded together for protection.

برای محافظت، دور هم جمع شدند.

hammer together a picture frame

یک قاب عکس را با چکش کنار هم قرار دهید.

scrape together some cash.

کمی پول جمع کنید.

We stand together on this issue.

ما در این موضوع با هم می ایستیم.

"Clip these newspapers together, please."

لطفا این روزنامه ها را کنار هم بچسبانید.

clapped together a plan.

یک طرح را با هم کنار هم چیدند.

نمونه‌های واقعی

Nonetheless, the president lumped the two courts together.

با این حال، رئیس‌جمهور دو دادگاه را در یک گروه قرار داد.

منبع: NPR News November 2018 Collection

Friend, foe, stretched thick together, clay to clay.

دوست، دشمن، به صورت ضخیم در کنار هم کشیده شده، خاک به خاک.

منبع: British Original Language Textbook Volume 6

The past few decades have lifted us together.

چند دهه گذشته ما را با هم بالا برده است.

منبع: 2019 Celebrity High School Graduation Speech

She clashed the two pans together to wake us up.

او برای بیدار کردن ما دو تابه را با هم برخورد کرد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

Yes, Theodore and I saw it together.

بله، من و تئودور آن را با هم دیدیم.

منبع: Aesop's Fables for Children

Ligaments hold the ends of your bones together, this is true.

رباطها انتهای استخوان های شما را در کنار هم نگه می دارد، این درست است.

منبع: Children's Encyclopedia Song

Early in the morning, we met at the school gate and went there together.

اوایل صبح، ما در مقابل دروازه مدرسه ملاقات کردیم و با هم آنجا رفتیم.

منبع: Model Essay for Full Marks in English Gaokao

You can also put two of these phrases together.

همچنین می توانید دو مورد از این عبارات را با هم قرار دهید.

منبع: Oxford University: Business English

Huddled together, they backed away into a corner.

در حالی که در کنار هم جمع شده بودند، به گوشه ای عقب نشینی کردند.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

Sirius can escape on Buckbeak—they can escape together! ”

سيريوس می تواند با باکبک فرار کند - آنها می توانند با هم فرار کنند!

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید