The village was formed of semicircle huts.
دهکده از کلبههای به شکل نیمدایره تشکیل شده بود.
We sat in a semicircle facing the teacher.
ما در یک نیمدایره رو به روی معلم نشستیم.
chairs were in a semicircle round the hearth.
صندلیها در یک نیمدایره در اطراف شومینه قرار داشتند.
We sat in a semicircle about the fire.
ما در یک نیمدایره در اطراف آتش نشستیم.
The children sat in a semicircle for story time.
کودکان برای وقت داستان در یک نیمدایره نشستند.
The theater had a semicircle of seats around the stage.
تئاتر دارای یک نیمدایره صندلی در اطراف صحنه بود.
She drew a perfect semicircle on the whiteboard.
او یک نیمدایره کامل روی تخته سفید کشید.
The rainbow formed a beautiful semicircle in the sky.
قوسالنگ در آسمان یک نیمدایره زیبا شکل داد.
The bridge's design included a semicircle arch.
طراحی پل شامل یک قوس نیمدایره بود.
The garden path curved in a semicircle around the fountain.
مسیر باغ در یک نیمدایره در اطراف فواره منحنی بود.
The semicircle shape of the moon was visible in the night sky.
شکل نیمدایره ماه در آسمان شب قابل مشاهده بود.
The semicircle of friends gathered around the bonfire.
نیمدایره دوستان دور آتش جمع شدند.
The artist painted a semicircle of colorful flowers.
هنرمند یک نیمدایره گلهای رنگارنگ نقاشی کرد.
The semicircle window let in a beam of sunlight.
پنجره نیمدایره اجازه عبور یک بار آفتاب را میداد.
The mirrors are placed in concentric semicircles facing a tower, on top of which the boiler and the turbine sit.
آینه ها در نیم دایره های متحد المرکز رو به برج قرار دارند، روی آن دیگ بخار و توربین قرار دارند.
منبع: The Economist - TechnologyHis thin lips came round in a semicircle over projecting teeth.
لب های باریکش به شکل نیم دایره ای روی دندان های بیرون زده قرار گرفتند.
منبع: The Red and the Black (Part Two)They stood around Hiccup in a semicircle.
آنها در یک نیم دایره در اطراف هیکاپ ایستادند.
منبع: Animation EnglishThe village of Fulworth lies in a hollow curving in a semicircle round the bay.
دهکده فولورث در یک فرورفتگی منحنی در یک نیم دایره در اطراف خلیج قرار دارد.
منبع: The Adventures of Sherlock Holmes: New Cases (Part Two)One of those words is " circle." A " semicircle" is not just part of a circle.
یکی از آن کلمات "دایره" است. یک "نیم دایره" فقط بخشی از دایره نیست.
منبع: 2016 English CafeMeanwhile Captain Nemo had called a halt. My companions and I stopped walking, and turning around, I saw the crewmen form a semicircle around their leader.
در همین حال، کاپیتان نیمو دستور توقف داد. من و همراهانم دست از پیادهروی کشیدیم و وقتی برگشتم، دیدم خدمه در یک نیم دایره در اطراف رهبرشان ایستادهاند.
منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)Art is supposed to bring us beauty, but just look at that semicircle of figures and you will see something has gone terribly wrong.
هنر قرار است زیبایی را به ما بیاورد، اما فقط به آن نیم دایره از چهره ها نگاه کنید و خواهید دید که چیزی به شدت اشتباه شده است.
منبع: The Power of Art - Michelangelo da CaravaggioI've drawn a semicircle in the sand in front of me so I don't walk past it and look like I'm floating in midair.
من یک نیم دایره در شن در جلوی خودم کشیده ام تا از کنار آن عبور نکنم و وانمود نکنم که در هوا شناورم.
منبع: TED Talks (Audio Version) May 2016 CollectionThe village contained an impressive monument: seven half-tonne stones standing in a semicircle around a spring, that might have been used for ceremonial purposes.
دهکده دارای یک بنای دیدنی بود: هفت سنگ به وزن نیم تن که در یک نیم دایره در اطراف چشمه ایستاده بودند، که ممکن بود برای مقاصد مراسمی استفاده شود.
منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 14Going to cafes could mean being served through a window while other patrons milled in a loose semicircle, waiting for their names to be called.
رفتن به کافه ها ممکن است به این معنا باشد که از طریق پنجره سفارش داده می شوید در حالی که سایر مشتریان در یک نیم دایره آزادانه در حال رفت و آمد هستند و منتظر شنیدن نام خود هستند.
منبع: New York Timesلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید