circle

[ایالات متحده]/'sɜːk(ə)l/
[بریتانیا]/'sɝkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکلی گرد که هیچ آغاز یا پایانی ندارد؛ خط منحنی بسته‌ای که فاصله‌اش از یک نقطه ثابت یکسان است
n. گروهی از افراد با علایق یا اهداف مشترک
vt. دور چیزی دایره‌ای تشکیل دادن
vt. & vi. در مسیری دایره‌ای حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

full circle

چرخه کامل

in circles

به دور خود چرخیدن

vicious circle

چرخه معیوب

economic circle

چرخه اقتصادی

in a circle

در یک دایره

business circle

گردش کار

virtuous circle

چرخه فضیلت

circle around

چرخش به دور

life circle

چرخه حیات

arctic circle

دایره قطب شمال

inner circle

گروه داخلی

small circle

دایره کوچک

circle of life

چرخه حیات

come full circle

به نقطه شروع بازگشتن

perfect circle

دایره کامل

great circle

دایره بزرگ

circle round

به دور چرخیدن

unit circle

دایره واحد

جملات نمونه

the circle of the seasons

چرخه فصل‌ها

circle the correct answers.

اطراف پاسخ‌های صحیح را دایره‌زنی کنید.

an exclusive circle of friends

گروه انحصاری دوستان

describe a circle with a compass.

توصیف کنید که چگونه با استفاده از پرگار یک دایره رسم می‌شود.

the lamp spread a circle of light.

چراغ دایره‌ای از نور را پخش کرد.

his circle of intimates.

گروه نزدیکان او.

circle for discus throwing

دایره برای پرتاب دیسک

a narrow circle of friends

گروه کوچکی از دوستان

They sat in a circle round the fire.

آنها دور آتش در یک دایره نشستند.

a satellite's circle around the earth.

مدار ماهواره به دور زمین.

circumscribe a circle around a square.

یک دایره در اطراف یک مربع محیط‌نویسی کنید.

the high-school set.See Synonyms at circle

گروه دبیرستانی. برای مترادف‌ها به دایره مراجعه کنید.

a wide circle of friends and acquaintances.

گروه بزرگی از دوستان و آشنایان.

the abbey was circled by a huge wall.

صومعه توسط یک دیوار بزرگ احاطه شده بود.

on the diameter of a circle an equilateral triangle is described.

روی قطر یک دایره یک مثلث متساوی‌الاضلاع ترسیم می‌شود.

the expression for the circumference of a circle is 2πr.

عبارت برای محیط دایره 2πr است.

the inner circles of government.

طبقات داخلی دولت.

circles intersecting on a graph.

دایره‌هایی که در یک نمودار با هم تلاقی می‌کنند.

divide the circle into three equal parts.

دایره را به سه قسمت مساوی تقسیم کنید.

نمونه‌های واقعی

Just -- a circle. Gather means a circle.

فقط -- یک دایره. گردآوری به معنای یک دایره است.

منبع: Modern Family - Season 07

There were many planets and asteroids circling the sun.

سیاره ها و سیارک های زیادی در حال گردش به دور خورشید بودند.

منبع: BBC documentary "The Mystery of the Moon"

Their status within national scholarly circles is unparalleled.

وضعیت آنها در میان محافل علمی ملی بی نظیر است.

منبع: Advanced American English by Lai Shih-hsiung

It's a very vicious circle, I think, right?

فکر می‌کنم یک دور باطل بسیار زننده است، درسته؟

منبع: 6 Minute English

Let's gather and circle round. Let's gather and circle round.

بیایید جمع شوید و دور هم بچرخید. بیایید جمع شوید و دور هم بچرخید.

منبع: Blue little koala

Do I remove you from my calling circle?

آیا شما را از حلقه تماس من حذف کنم؟

منبع: Modern Family - Season 07

How did you square that circle?

چگونه آن دایره را مربع کردید؟

منبع: CNN Listening November 2013 Collection

Cut two 'C'-shape circles out of card.

دو دایره به شکل 'C' از مقوا برش دهید.

منبع: Children's handicraft class

Now, that is the circle of life.

حالا، این چرخه حیات است.

منبع: PBS Fun Science Popularization

Jill drew five circles on the paper.

جیل پنج دایره روی کاغذ کشید.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید