sermonized

[ایالات متحده]/ˈsɜː.mə.naɪzd/
[بریتانیا]/ˈsɜr.mə.naɪzd/

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته sermonize

عبارات و ترکیب‌ها

sermonized message

پیام ترویجی

sermonized audience

مخاطبان ترویجی

sermonized topics

موضوعات ترویجی

sermonized content

محتوای ترویجی

sermonized teachings

آموزش‌های ترویجی

sermonized principles

اصول ترویجی

sermonized lessons

درس‌های ترویجی

sermonized reflections

بازتاب‌های ترویجی

sermonized stories

داستان‌های ترویجی

sermonized advice

مشاوره ترویجی

جملات نمونه

he sermonized about the importance of kindness.

او در مورد اهمیت مهربانی وعظ کرد.

the pastor sermonized every sunday morning.

کشیش هر یکشنبه صبح وعظ می‌کرد.

she sermonized on the virtues of patience.

او در مورد فضایل صبر وعظ کرد.

they sermonized to inspire the community.

آنها برای الهام بخشیدن به جامعه وعظ کردند.

the teacher sermonized about the value of education.

معلم در مورد ارزش آموزش وعظ کرد.

during the meeting, he sermonized on teamwork.

در طول جلسه، او در مورد کار گروهی وعظ کرد.

she often sermonized about environmental issues.

او اغلب در مورد مسائل زیست محیطی وعظ می‌کرد.

the leader sermonized to motivate the staff.

رهبر برای ایجاد انگیزه در کارکنان وعظ کرد.

he sermonized passionately about social justice.

او با شور و شوق در مورد عدالت اجتماعی وعظ کرد.

they sermonized on the importance of community service.

آنها در مورد اهمیت خدمات اجتماعی وعظ کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید