exhorted to act
تشویق به اقدام
exhorted to improve
تشویق به بهبود
exhorted to unite
تشویق به اتحاد
exhorted to participate
تشویق به مشارکت
exhorted to strive
تشویق به تلاش
exhorted to reflect
تشویق به تفکر
exhorted to change
تشویق به تغییر
exhorted to share
تشویق به اشتراک گذاری
exhorted to lead
تشویق به رهبری
exhorted to support
تشویق به حمایت
the teacher exhorted her students to study hard for the upcoming exams.
معلم از دانشآموزانش خواستند برای امتحانات پیش رو سخت درس بخوانند.
the coach exhorted the team to give their best during the championship game.
مربی از تیم خواست تا در طول بازی قهرمانی بهترین عملکرد خود را داشته باشند.
during the meeting, the manager exhorted the staff to improve their productivity.
در طول جلسه، مدیر از کارکنان خواست تا بهرهوری خود را بهبود بخشند.
the speaker exhorted the audience to take action against climate change.
سخنرانی از مخاطبان خواست تا برای مقابله با تغییرات آب و هوایی اقدام کنند.
she exhorted her friends to support the local charity event.
او از دوستانش خواست تا از رویداد خیریه محلی حمایت کنند.
the leader exhorted the community to unite for a common cause.
رهبر از جامعه خواستند برای یک هدف مشترک متحد شوند.
the parent exhorted her child to always be honest and kind.
والدین از فرزندشان خواستند تا همیشه صادق و مهربان باشد.
the activist exhorted the government to take immediate action on human rights.
فعال از دولت خواست تا فوراً در مورد حقوق بشر اقدام کند.
the mentor exhorted his mentee to pursue her dreams without fear.
استاد راهنما از شاگرد خود خواست تا بدون ترس به دنبال رویاهایش برود.
he exhorted the crowd to remain peaceful during the protests.
او از جمعیت خواست تا در طول اعتراضات آرام بمانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید