serviceably equipped
به خوبی مجهز
serviceably designed
به خوبی طراحی شده
serviceably maintained
به خوبی نگهداری شده
serviceably functional
به خوبی کاربردی
serviceably repaired
به خوبی تعمیر شده
serviceably available
به خوبی در دسترس
serviceably utilized
به خوبی مورد استفاده قرار گرفته
serviceably priced
با قیمت مناسب
serviceably operational
به خوبی عملیاتی
serviceably constructed
به خوبی ساخته شده
the old car still runs serviceably despite its age.
با وجود سنش، آن ماشین قدیمی هنوز به خوبی کار میکند.
her skills are serviceably effective in this role.
مهارتهای او به طور موثر و مناسب برای این نقش هستند.
the furniture is serviceably sturdy for everyday use.
مبلمان برای استفاده روزمره به طور مناسب و محکم است.
he serviceably completed the project on time.
او پروژه را به موقع و به خوبی انجام داد.
the software works serviceably, but needs updates.
نرمافزار به خوبی کار میکند، اما به بهروزرسانی نیاز دارد.
her explanation was serviceably clear for the audience.
توضیحات او به طور مناسب و واضح برای مخاطبان بود.
the shoes are serviceably comfortable for long walks.
کفشها برای پیادهرویهای طولانی به طور مناسب راحت هستند.
the team performed serviceably well in the competition.
تیم به خوبی و به طور مناسب در مسابقه ظاهر شد.
he serviceably managed the tasks assigned to him.
او وظایفی که به او محول شده بود را به خوبی مدیریت کرد.
the building is serviceably designed for its purpose.
ساختمان به طور مناسب برای هدف خود طراحی شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید