cutting

[ایالات متحده]/'kʌtɪŋ/
[بریتانیا]/'kʌtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بریدن یا نتیجه آن؛ فرآیند ویرایش؛ عمل حکاکی
adj. فوق‌العاده سرد؛ تیز یا نوک‌تیز در شکل؛ به شدت انتقادی
v. جدا کردن یا تقسیم کردن با برش؛ قطع درختان؛ کاهش اندازه یا مقدار

عبارات و ترکیب‌ها

cutting edge

نوترین

cutting tool

ابزار برش

cutting board

تخته برش

cutting hair

برش مو

cutting down

کاهش دادن

cutting through

عبور کردن

cutting the grass

چمن زنی

cutting machine

دستگاه برش

cutting force

نیروی برش

laser cutting

برش لیزری

cutting off

قطع کردن

metal cutting

برش فلز

cutting speed

سرعت برش

wire cutting

برش سیم

paper cutting

برش کاغذ

cutting fluid

سیال برش

plasma cutting

برش پلاسما

cutting depth

عمق برش

cutting back

کاهش دادن

cutting head

سر برش

die cutting

برش با قالب

cutting system

سیستم برش

laser cutting machine

دستگاه برش لیزری

جملات نمونه

Rodney was cutting class.

رودنی در حال فرار از کلاس بود.

a sailboat cutting the water.

یک قایق بادبانی که از میان آب عبور می کرد.

the cutting acidity in his voice.

تیزی صدا در لحن او.

kids cutting up in a classroom.

کودکانی که در کلاس درس شیطنت می کردند.

root cuttings in sand and peat

قلمه ریشه در شن و لجن

Some cuttings root easily.

برخی از قلمه‌ها به راحتی ریشه می‌زنند.

gave me the devil for cutting class.

به من گفتند که به خاطر فرار از کلاس شیطان شده ام.

Mother was busily cutting sandwiches.

مادر به طور فعالانه ساندویچ‌ها را برش می‌زد.

They had the laborious task of cutting down the huge tree.

آنها وظیفه دشوار قطع درخت بزرگ را داشتند.

He’s cutting grass with a scythe.

او با داس چمن می برد.

he is adept at cutting through red tape.

او در کنار زدن کاغذبازی ماهر است.

start today by cutting out fatty foods.

امروز با حذف غذاهای چرب شروع کنید.

the cutting blades of the hedge trimmer.

تیغه‌های برش دستگاه هرس

نمونه‌های واقعی

Sorry, I was just cutting some keys!

متاسفم، فقط در حال برش کلیدهای بودم!

منبع: BBC Authentic English

No reported cases of female genital cutting.

هیچ مورد گزارش شده ای از آسیب رساندن به اندام جنسی زنان وجود ندارد.

منبع: The Era Model of Bill Gates

They said ranchers were illegally cutting down rubber tress.

آنها گفتند که مالکان زمین به طور غیرقانونی درختان لاستیک را قطع می کنند.

منبع: VOA Special English: World

You exclude it by cutting it out.

با حذف آن، آن را حذف می کنید.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

It's cutting social benefits for people with low income.

این باعث کاهش مزایای اجتماعی برای افراد با درآمد کم می شود.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

You're gonna be cutting hair in no time.

هر زودی موها را کوتاه خواهید کرد.

منبع: Our Day Season 2

Well, I know he's been great, but his salary's cutting into our profits.

خب، می دانم که او عالی بوده، اما حقوقش باعث کاهش سود ما می شود.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

These ladies have been cutting roses all their working lives.

این خانم ها تمام زندگی خود گل های رز را قطع کرده اند.

منبع: BBC documentary "Chinese New Year"

So imagine a dagger as long as that cutting into you.

پس تصور کنید یک خنجر به طول آن وارد شما می شود.

منبع: Realm of Legends

They're — you know, they're cutting the cord on cable.

آنها در حال قطع سیم کابل هستند.

منبع: NPR News October 2016 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید