precise

[ایالات متحده]/prɪˈsaɪs/
[بریتانیا]/prɪˈsaɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دقیق; صحیح; سخت

عبارات و ترکیب‌ها

precise calculation

محاسبه دقیق

to be precise

برای دقیق بودن

precise information

اطلاعات دقیق

precise instrument

دستگاه دقیق

precise alignment

تراز دقیق

precise ephemeris

اپیمری دقیق

precise registration

ثبت دقیق

جملات نمونه

to be precise in your measurements

برای دقیق بودن در اندازه‌گیری‌های خود

to give a precise answer

برای دادن یک پاسخ دقیق

to provide precise instructions

برای ارائه دستورالعمل‌های دقیق

to be precise and clear in communication

برای دقیق و واضح بودن در ارتباطات

to require precise timing

برای نیاز به زمان‌بندی دقیق

to follow precise guidelines

برای پیروی از دستورالعمل‌های دقیق

to use precise language in writing

برای استفاده از زبان دقیق در نوشتن

to achieve precise results

برای دستیابی به نتایج دقیق

to make a precise calculation

برای انجام یک محاسبه دقیق

to aim for precise accuracy

برای هدف‌گذاری برای دقت دقیق

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید