shining

[ایالات متحده]/'ʃaɪnɪŋ/
[بریتانیا]/'ʃaɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فوق العاده; روشن
v. نور ساطع کردن; درخشش کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

shining bright

درخشش زیاد

shining star

ستاره درخشان

shining example

یک نمونه درخشان

shine on

به درخش ادامه بده

shine in

در ... بدرخش

shine through

از میان ... بدرخش

shine at

به ... بتاب

shine out

بیرون بتاب

rise and shine

بیدار شو و بدرخش

shine a light

نور بتابان

shine down

به پایین بتاب

جملات نمونه

a bald, shining nob

یک سر کچل و براق.

The moon is shining bright.

ماه با تمام وجود می‌درخشد.

a full moon shining bright.

یک ماه کامل که با تمام وجود می‌درخشد.

The moon is shining through the window.

ماه از پنجره می‌درخشد.

The moon was a brightly shining crescent.

ماه یک هلال درخشان بود.

eyes shining with expectation.

چشمان مملو از انتظار می‌درخشند.

Even as the sun was shining brightly,it began to rain.

حتی زمانی که خورشید به شدت می‌تابید، باران شروع شد.

although the sun was shining it wasn't that warm.

اگرچه خورشید می تابید، آنقدر گرم نبود.

shining brasses stood on the mantelpiece.

برنج‌های براق روی شومینه قرار داشتند.

Quickstep allegretto of China , with needfire shining broadness.

رقص سریع و دلپذیر چین، با وسعت شعله آتش.

His body was encased in shining armour.

بدن او در زره براق محصور شده بود.

I remember it was on a fine morning with the sun shining down.

من به یاد دارم که صبحی زیبا بود و خورشید می‌تابید.

Although the sun was shining,I took an umbrella to be on the safe side.

اگرچه خورشید می‌تابید، من برای اطمینان چتر برداشتم.

The scandal has blemished her shining reputation.

رسوایی باعث لکه‌دار شدن شهرت درخشانش شد.

a frill of silver hair surrounded a shining bald pate.

حاشیه ای از موهای نقره ای دور یک سر تراشیده درخشان را احاطه کرده بود.

I could see his eyes shining in the light of the fire.

من می‌توانستم ببینم که چشمانش در نور آتش می‌درخشند.

he has set a shining example with his model behaviour.

او با رفتار الگوی خود، یک نمونه درخشان ایجاد کرده است.

Sunshine covers all the ground, leaves are shining to be aglare.

نور خورشید تمام زمین را پوشانده است، برگ‌ها برای درخشندگی می‌درخشند.

The sun was shining, but I brought an umbrella on the off chance that it might rain.

خورشید می‌تابید، اما من به این امید که ممکن است باران بیاید، چتر آوردم.

We looked up to you as a shining example of devotion to the scientific cause.

ما شما را به عنوان نمونه ای درخشان از تعهد به جنبش علمی می دیدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید