shrank

[ایالات متحده]/ʃræŋk/
[بریتانیا]/ʃræŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی shrink

عبارات و ترکیب‌ها

shrank quickly

به سرعت کوچک شد

shrank dramatically

به طور چشمگیری کوچک شد

shrank considerably

به طور قابل توجهی کوچک شد

shrank unexpectedly

به طور غیرمنتظره کوچک شد

shrank overnight

در طول شب کوچک شد

shrank significantly

به طور قابل ملاحظه ای کوچک شد

shrank rapidly

به سرعت و به طور پیوسته کوچک شد

shrank in size

از نظر اندازه کوچک شد

shrank with time

با گذشت زمان کوچک شد

shrank away

به تدریج کوچک شد

جملات نمونه

the sweater shrank in the wash.

ژاکت در ماشین لباسشویی کوچک شد.

his confidence shrank after the failure.

اعتماد به نفس او پس از شکست کوچک شد.

the budget shrank due to unexpected expenses.

بودجه به دلیل هزینه های پیش بینی نشده کاهش یافت.

as the deadline approached, her options shrank.

با نزدیک شدن به مهلت مقرر، گزینه های او کاهش یافت.

the population of the town has shrank over the years.

جمعیت شهر در طول سال ها کاهش یافته است.

his interest in the project shrank after the changes.

علاقه او به پروژه پس از تغییرات کاهش یافت.

the company's profits shrank during the recession.

در طول رکود، سود شرکت کاهش یافت.

her enthusiasm for the game shrank as it became more difficult.

همانطور که بازی سخت تر می شد، اشتیاق او به بازی کاهش می یافت.

the ice cream shrank as it melted in the sun.

همانطور که در آفتاب آب می شد، بستنی کوچک شد.

over time, the distance between them shrank.

با گذشت زمان، فاصله بین آنها کاهش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید