increased

[ایالات متحده]/ɪnˈkriːst/
[بریتانیا]/ɪnˈkriːst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تقویت شده، افزایش یافته

عبارات و ترکیب‌ها

increased penetration strategy

استراتژی نفوذ بیشتر

جملات نمونه

The rate increased by a factor of ten.

نرخ با فاکتوری برابر با ده افزایش یافت.

the population increased tenfold

جمعیت ده برابر افزایش یافت.

The attack increased in vehemence.

حمله در شدت افزایش یافت.

an increased incidence of cancer.

افزایش شیوع سرطان.

increased risk of thrombosis.

افزایش خطر ترومبوز.

The pain increased in intensity.

درد از شدت افزایش یافت.

Marihuana consumption has increased sharply.

مصرف ماریجوانا به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

The government has increased the tax upon motorcars.

دولت مالیات بر خودروها را افزایش داده است.

The new government has increased taxation.

دولت جدید مالیات را افزایش داده است.

an increased articulation between the formal and informal sectors.

افزایش ارتباط بین بخش‌های رسمی و غیررسمی.

there was an increased bounty on his head .

هدایای بیشتری برای سر او وجود داشت.

increased choice will complicate matters for the consumer.

انتخاب بیشتر باعث پیچیدگی مسائل برای مصرف کننده می شود.

the plant can also be easily increased by division in autumn.

گیاه را می‌توان به راحتی با تقسیم در پاییز افزایش داد.

immunity to typhoid seems to have increased spontaneously.

به نظر می‌رسد مصونیت در برابر تیفوئید به طور خود به خودی افزایش یافته است.

increased opportunities for leisure.

افزایش فرصت‌های تفریح.

a device that made increased taxation more palatable.

دستگاهی که مالیات بیشتر را قابل هضم‌تر می‌کرد.

the wind had markedly increased in strength.

باد به طور قابل توجهی از قدرت افزایش یافته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید