slighting

[ایالات متحده]/ˈslaɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈslaɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌احترام یا بی‌اعتنا

عبارات و ترکیب‌ها

slighting remarks

اظهارات تحقیرآمیز

slighting attitude

نگاه تحقیرآمیز

slighting comments

نظرات تحقیرآمیز

slighting behavior

رفتار تحقیرآمیز

slighting gestures

حرکات تحقیرآمیز

slighting treatment

رفتار تحقیرآمیز

slighting actions

اقدامات تحقیرآمیز

slighting opinions

نظرات تحقیرآمیز

جملات نمونه

he felt slighting remarks from his colleagues.

او متوجه نظرات تحقیرآمیز همکارانش شد.

she was slighting her friend's achievements.

او دستاوردهای دوستش را کم‌اهمیت جلوه می‌داد.

the slighting tone in his voice was noticeable.

لحن تحقیرآمیز در صدای او قابل توجه بود.

they were accused of slighting the importance of teamwork.

آنها متهم شدند که اهمیت کار گروهی را نادیده گرفته‌اند.

he apologized for slighting her during the meeting.

او برای تحقیر کردن او در طول جلسه عذرخواهی کرد.

it's unprofessional to be slighting towards clients.

نسبت تحقیرآمیز به مشتریان غیرحرفه‌ای است.

she didn't mean to be slighting, but her words hurt.

قصد نداشت تحقیر کند، اما حرف‌هایش ناراحت‌کننده بود.

slighting others can damage your reputation.

تحقیر دیگران می‌تواند به شهرت شما آسیب برساند.

his slighting comments made her feel undervalued.

نظرات تحقیرآمیز او باعث شد احساس کند که قدردان نیست.

she was tired of his slighting attitude.

او از رفتار تحقیرآمیز او خسته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید