eye slits
چشمیدوها
slits in
برشها در
slits for
برشها برای
vertical slits
برشهای عمودی
slits along
برشها در طول
slits on
برشها روی
slits between
برشها بین
slits for air
برشهای هوا
slits of light
برشهای نور
slits in fabric
برشها در پارچه
the artist created beautiful patterns using slits in the paper.
هنرمند الگوهای زیبا با ایجاد برشهایی در کاغذ خلق کرد.
the fabric had slits that allowed for better airflow.
پارچه دارای برشهایی بود که امکان جریان هوای بهتر را فراهم میکرد.
she looked through the slits in the curtains to see outside.
او از طریق برشهای پرده به بیرون نگاه کرد.
the design included slits for added flexibility.
طرح شامل برشهایی برای افزایش انعطافپذیری بود.
he noticed the slits in the wall where the light came through.
او متوجه برشهای دیوار که نور از آن عبور میکرد شد.
the chef made slits in the meat to help it cook evenly.
سرآشپز برشهایی در گوشت ایجاد کرد تا به طور یکنواخت پخته شود.
slits in the ice allowed the fish to breathe.
برشهای موجود در یخ به ماهی اجازه میدادند تا نفس بکشد.
the costume had slits that made it easier to move.
لباس دارای برشهایی بود که جابجایی را آسانتر میکرد.
she carefully cut slits into the dough before baking.
او قبل از پختن، برشهایی را با دقت در خمیر ایجاد کرد.
the window had slits that provided privacy while letting in light.
پنجره دارای برشهایی بود که حریم خصوصی را حفظ میکرد در حالی که اجازه عبور نور را میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید