seals

[ایالات متحده]/siːlz/
[بریتانیا]/siːlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فک; پستانداران دریایی; تأیید; یک مهر یا نشان
v. سوم شخص مفرد فک; به طور ایمن بستن; تصمیم گرفتن; تعیین کردن; بستن (یک پاکت)

عبارات و ترکیب‌ها

seal the deal

معامله را نهایی کنید

seals of approval

نشان‌های تأیید

seals of quality

نشان‌های کیفیت

seals of authenticity

نشان‌های اصالت

seals of protection

نشان‌های محافظت

seals of trust

نشان‌های اعتماد

seals on packages

نشان‌ها روی بسته‌بندی‌ها

seals in nature

نشان‌ها در طبیعت

seals of safety

نشان‌های ایمنی

seals for letters

نشان‌ها برای نامه‌ها

جملات نمونه

the seals are basking on the rocks.

فک‌ها در حال آفتاب گرفتن روی سنگ‌ها هستند.

seals communicate using a variety of sounds.

فک‌ها با استفاده از انواع صداها با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

many seals migrate to warmer waters in winter.

بسیاری از فک‌ها در زمستان به آب‌های گرمتر مهاجرت می‌کنند.

the zoo has a special exhibit for seals.

در باغ وحش یک نمایشگاه ویژه برای فک‌ها وجود دارد.

seals are known for their playful behavior.

فک‌ها به دلیل رفتار بازیگوشانه خود مشهور هستند.

watching seals swim is a delightful experience.

تماشای شنا کردن فک‌ها یک تجربه لذت بخش است.

seals can hold their breath for long periods.

فک‌ها می‌توانند نفس خود را برای مدت طولانی حبس کنند.

we saw seals during our boat tour.

ما فک‌ها را در طول تور قایقی خود دیدیم.

seals are often found in cold ocean waters.

فک‌ها اغلب در آب‌های سرد اقیانوس یافت می‌شوند.

seals have a thick layer of blubber for insulation.

فک‌ها یک لایه ضخیم چربی برای عایق‌بندی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید