incisions

[ایالات متحده]/ɪnˈsɪʒ.ənz/
[بریتانیا]/ɪnˈsɪʒ.ənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برش‌ها یا شکاف‌هایی که در یک سطح ایجاد می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

small incisions

برش‌های کوچک

surgical incisions

برش‌های جراحی

deep incisions

برش‌های عمیق

multiple incisions

برش‌های متعدد

clean incisions

برش‌های تمیز

precise incisions

برش‌های دقیق

healing incisions

برش‌های در حال بهبودی

skin incisions

برش‌های پوستی

incisions made

برش‌های ایجاد شده

post-operative incisions

برش‌های پس از عمل

جملات نمونه

the surgeon made several incisions during the operation.

جراح در طول عمل چندین برش انجام داد.

careful incisions are crucial for minimizing scarring.

برش‌های دقیق برای به حداقل رساندن جای زخم‌ها بسیار مهم هستند.

incisions should be cleaned regularly to prevent infection.

برای جلوگیری از عفونت، برش‌ها باید به طور منظم تمیز شوند.

incisions made with a laser can heal faster.

برش‌هایی که با لیزر انجام می‌شوند ممکن است سریع‌تر بهبود یابند.

after the incisions, the doctor applied stitches.

پس از برش‌ها، پزشک بخیه زد.

he had multiple incisions on his abdomen from the surgery.

او چندین برش در ناحیه شکم خود از جراحی داشت.

proper technique is essential for making incisions.

تکنیک مناسب برای ایجاد برش‌ها ضروری است.

incisions can vary in size depending on the procedure.

اندازه برش‌ها ممکن است بسته به روش متفاوت باشد.

the recovery time depends on the number of incisions.

مدت زمان بهبودی به تعداد برش‌ها بستگی دارد.

incisions in the skin require careful monitoring.

برش‌های پوستی نیاز به نظارت دقیق دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید